الشيخ علي اكبر النهاوندي
130
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
نيابت و مدد حملهء عرش ، مدد دهند و حقيقت ذات ؛ يعنى ذات حقّ جلّ و علاه و احاطهء به صفات براى او كشف شود ، . . . الخ و به حسب اصول و قواعد ايشان ممكن نيست حقيقت ذات منكشف شود و نيز امكان ندارد چيزى از ممكن در پردهء خفا بماند . اين ناچيز گويد : كلمات ايشان متناقض و از قبيل گفتن به شخصى است كه وى كوسج ريش پهن است ، فافهم . سپس فرمود : ميبدى از جندى در شرح فصوص نقل كرد شيخ صدر الدين از ابن عربى نقل كرده كه گفته : چون به درياى روم از بلاد اندلس رسيدم ، با خود مقرّر داشتم ؛ آن زمان به كشتى نشينم كه تفاصيل احوال ظاهره و باطنهء من تا آخر عمر بر من مكشوف شود ؛ بعد از توجّه تامّ و مراقبهء كامل ، همه ظاهر شد ، حتّى صحبت پدر تو ، اسحاق بن محمد ، جميع احوال و اتباع تو از ولادت تا موت و احوال شما در برزخ . منشأ اين اطّلاع بر عين ثابته است كه معدن علم الهى مىباشد ، انتهى . با تمكّن اطّلاع بر معدن مذكور ، فرقى در گذشته و آينده ، كم و زياد علوم ظاهره و باطنه نباشد . [ تعصّب بىجا از ذهبى ] تعصّب عجب و تعسّف غريب اين ناچيز گويد : عجب است از تعصّب اين طايفه كه چنين مقامى را از محيى الدين بن العربى قبول و تصديق مىكنند ، آن هم از گفتهء خودش كه تعريف خود نمودن است عقلا ترتيب اثرى بر آن ننمايند ، زيرا توصيف نفس خود نمودن از اقبح قبايح است ، لذا حذّاق علماى اخيار در مقام توثيق و تمديح روات اخبار ، به روايتى كه راوى در مدح خود از معصوم روايت نمايد ، اعتنايى ندارند ، مگر آنكه او را به قراين خارجه ، مثل اعتداد مشايخ و غيره مؤيّد بدارند . قال : « الوحيد البهبهانى في تعليقاته على منهج المقال فى الفايدة الثّالثة الّتى وضعها في سائر امارات الوثاقة و المدح و القوّة بعد ان ذكر كثيرا منها في القادة