الشيخ علي اكبر النهاوندي

118

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

و كوه‌ها كمتر از يك وجب باشد ولى با اين حال ، آن كوه‌ها را نبيند . هم‌چنين مىگويند : جايز است در بيابانى كه خالى از آدمى و طول و عرض آن ، صد فرسخ در صد فرسخ باشد و آن بيابان از خلايقى پر باشد كه احدى شمارهء آن‌ها را نداند و ايشان به محاربه ، مجادله ، مسابقه ، تيراندازى و حمله كردن بر يكديگر مشغول باشند و نيز شمشيرها و اسبانى كه بر آن‌ها سوارند حصر نداشته باشند ؛ انسانى در طول و عرض آن بيابان سير كند و اسب خود را به استقامت يا اعوجاج و بر خطّ راست يا مستدير بتازد ، به نحوى كه سير او بر تمام قطعات بيابان احاطه كند و با اين حال در آن‌جا هيچ حسّى و حركتى از آن جماعت نشنود ، صورت احدى از ايشان را نبيند و در سيرش ، برنخورد و يكى از ايشان يا اسب ايشان را مصادم نشود ، بلكه در جميع حالات سير ، آن‌ها از دور به طرف راست يا چپ منحرف شوند ، از او كناره كنند و دور شوند . اين عقيدهء آن‌ها را در نجم ثاقب « 1 » ، ذيل حكايت سى و هفتم نقل فرموده كه كيفيّت جزيرهء خضرا و بحر ابيض است ؛ در ذيل باب هفتم در ردّ ذهبى كه همين شبهه را نموده ، فرموده : امّا مخفى بودن از نظر ناظرين ، پس جواب آن ذيل حكايت سى و هفتم گذشت كه اهل سنّت از عجايب قدرت بارى تعالى آن‌قدر نقل كنند كه در جنب آن‌ها براى امثال اين‌ها قدرى نيست ، چراكه گويند : جايز است انسانى در بيابانى سير كند كه پر است از عساكرى كه باهم نزاع و جدال مىكنند و به راست و چپ مىروند ، او كسى را نبيند و صدايى نشنود . مىشود انسان ، گرسنگى غير خود و سيرى او را ببيند و لذّت ، الم ، غم ، سرور ، علم ، ظنّ و وهم او را درك كند و با اين حال لون بشرهء او را كه سياه است يا سفيد با نبودن حاجب و بودن روشنايى نبيند ! مىشود چيزى را كه ميان او و آن‌چيز حجابى - كه عرض آن هزار ذراع باشد -

--> ( 1 ) . نجم ثاقب در احوال امام غايب ، ج 2 ، ص 788 .