الشيخ علي اكبر النهاوندي

119

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

نباشد و در شب تاريك هم باشد ، ببيند ولى چيزى را كه بىحاجب در پهلوى او است و نور شمس هم ، بر آن تابيده باشد ، نبيند و مىشود مورى را كه در مشرق و او در مغرب باشد ، ببيند ولى كوه عظيمى را كه در پهلوى او ، بىحاجب است ، نبيند . وجه دوّم : اگر ما طايفهء اماميّه دربارهء يك نفر ، يعنى حضرت مهدى عليه السّلام ، وجود شريف و عنصر لطيف معتقديم كه شخص شريفش غيرمريى است ؛ ايشان آن‌را دربارهء سى صد و پنجاه و شش نفر معتقدند و مىگويند : آن‌ها غايب از انظارند و ديده نمىشوند . چنان‌كه قاضى حسين ميبدى در شرح ديوان « 1 » حضرت امير المؤمنين عليه السّلام از عبد اللّه بن مسعود و او از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله روايت نموده كه فرمود : براى خداوند تبارك و تعالى سى صد تن است كه قلب‌هاى ايشان بر قلب آدم و براى او چهل تن است كه قلبشان بر قلب موسى و براى او هفت تن است كه قلبشان بر قلب ابراهيم و براى او پنج تن است كه قلبشان بر قلب جبرييل و براى او سه تن است كه قلبشان بر قلب ميكاييل و براى او يك شخص است كه قلب او بر قلب اسرافيل است ؛ هر زمان كه آن يك نفر بميرد ، خداوند به جايش يكى از آن سه نفر را مىگذارد ، هرگاه يكى از آن سه بميرد ، به جايش يكى از آن هفت نفر را مىگذارد ، اگر از آن هفت نفر درگذرد ، خداوند به جايش يكى از آن چهل نفر را مىگذارد ، هرگاه يكى از آن چهل بميرد ، خداوند به جايش يكى از آن سى صد نفر را مىگذارد ، و هرگاه يكى از آن سى صد نفر بميرد ، خدا از عامّهء ناس به جايش مىگذارد و به وسيلهء ايشان بلا را از اين امّت دفع مىكند . عامّهء عرفا و صوفيّهء عامّه اين حديث را در كتب خود نقل نموده‌اند . از جمله شيخ اكبر ايشان در فتوحات و مجدّد الف ثانى نزد ايشان ، شيخ احمد فاروقى سرهندى در مكتوبات است .

--> ( 1 ) . شرح ديوان منصوب به امير المؤمنين ، ص 164 .