الشيخ علي اكبر النهاوندي
107
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
جناب دربارهء طول عمر نوح عليه السّلام سؤال كرد كه بارى تعالى از آن ياد مىكند و شبهه نمود اين بنيهء آدمى با كمال ضعف و ناتوانىاش ، چگونه استعداد بقا تا مدّت هزار سال را دارد ، حال آنكه سنگ با آن صلابت ، دوام اينگونه بقا را ندارد ! زيرا سنگ به مرور دهور و كرور اعوام و شهور ، متفتّت و ريزريز مىشود . آن مرحوم در جواب فرمودند : سنگ ، بدل ما يتحلّل ندارد و آنچه از آن تحليل مىرود ، عوضى به جايش نمىآيد ، لذا مىبينى در مدّت قليلهاى مضمحل مىگردد ، به خلاف بنيهء آدمى ، كه او بدل ما يتحلّل دارد و آنچه حرارت عزيزيه از او به تحليل مىبرد فى الفور غذاى مأكول ، جزء بدنش شده ، آن تحليل رفته را تدارك مىنمايد و بعد از حسّى بودن اين امر در حيوان و انسان ديگر ، مجالى براى اين شبهه نمىماند . شاهد بر مدّعى ، نموّ كردن گوشت بدن او در صورت مجروح شدن و عود نمودن ناخن او بعد از افتادنش است و هكذا . اشكال و شبههاى كه اين سايل مخالف نموده ، سيّال است و در خصوص بقاى امام زمان الى هذه الأوان هم جارى است و الجواب ، الجواب و اللّه الهادى إلى الصواب . [ مسلك سوم : عدم استبعاد ] مسلك سوّم بر فرض تسليم اينكه آن بزرگوار تاكنون در سرداب مقدّس باشد ، اگر راه استبعاد مخالف از اين جهت است كه كسى نيست به طعام و شراب او قائم شود كه آن مايهء حيات و سبب تعيّش و زندگانى آن حضرت است ؛ پس استبعاد آنرا به چند امر رفع مىنماييم : امر اوّل ؛ اين استبعاد ، بنابر اصول مذاهب سواد اعظم مخالفين كه اشعرى هستند ، به هيچوجه راه ندارد ، چون ايشان چيزى را سبب چيزى ندانند ؛ مثلا نان را سبب سيرى ، آب را رافع تشنگى و زهر را باعث هلاكت ندانند ، بلكه مىگويند : عادتى براى خدا جارى شده كه چون انسان ، نان و آب خورد ، سيرى آورد و تشنگى برد ، و هكذا در