الشيخ علي اكبر النهاوندي
102
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
در جواب شبههء پنجم بيان شد ، در اينجا مىگوييم : استبعاد طول عمر حضرت مهدى ، از چند جهت خالى نيست : اوّل ؛ استحالهء عقلى ، كه هرگز صاحب عقلى آنرا دعوى نكرده و اصحاب شرايع در امكان آن سخنى ندارند ، چنانكه تقرير آن در نهج اوّل جواب شبههء پنجم ، به طريق مستوفى ذكر شد ، نيز وقوع طول عمر در اين امّت و در امم سالفه ؛ چنانچه در كتب يهود و نصارا موجود است و اگر دعوى شود اتّفاق مسلمين در رفع آن كافى است . دوّم ؛ حديث معروف مروى از پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله كه فرمود : عمرهاى امّت من ، ميان شصت و هفتاد است . « 1 » اين بر اغلب محمول است و الّا كذب آن جناب لازم آيد و العياذ باللّه . مؤيّد اين حمل ، آنكه در بعضى از نسخ اين حديث است كه اكثر عمرهاى امّت من و از اين جهت معروف شده كه ما بين شصت و هفتاد معركة المناياست . نيز به عشرهء ميشومه معروف شده است . سوّم ؛ منتهاى عمر در اين ازمنه ، از صد و بيست نمىگذرد و اين جز استقرا و مشاهده ، مستندى ندارد . با اينكه مؤلّف اين عجاله گويد : مردى را ديدم كه مشهدى ابو القاسم نام داشت ، شغل او قصّابى بود ، يك صد و سى و شش سال از سنّ او گذشته بود ؛ سال هزار و سى صد و سى و دو كه به حجّ خانهء خدا مشرّف شده بودم ، بعد از مراجعت از مكّهء معظّمه به جهت صلهء ارحام و ملاقات احبّه و اقوام به نهاوند كه مسقط الرّاس اين ناچيز است ، رفتم ؛ همين مشهدى ابو القاسم مذكور ، با اين سنّ و با اينكه چندين فرزند جوان كه همگى رشيد ، قابل و به سنّ سى و پنج ، سى و كمتر بودند ، از ايشان فوت شده بود ، قريب به يك فرسخ راه پياده به استقبال احقر آمد و هنگام بيرون آمدن از آنجا به سمت مشهد مقدّس هم ، قريب به يك فرسخ راه پياده احقر را مشايعت نمود . بعد از بيرون آمدن داعى از نهاوند در همان سال به فاصلهء چند ماه به رحمت ايزدى پيوست .
--> ( 1 ) . السنن الكبرى ، ج 3 ، ص 370 .