ميرزا محمد تقي الأصفهاني ( مترجم : مهدى حائرى قزوينى )

18

مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى )

بخواند و بر آن مواظبت نمايد ، آن قدر عمر خواهد كرد تا از زندگى سير شود ، و به ديدار حضرت صاحب الامر - عجّل اللّه فرجه الشريف - مشرّف خواهد شد ، دعا چنين است : « اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد . اللّهمّ إنّ رسولك الصّادق المصدّق صلواتك عليه و آله قال إنّك قلت ما تردّدت في شيء أنا فاعله كتردّدي في قبض روح عبدي المؤمن يكره الموت و أنا أكره مسآئته . اللّهمّ فصلّ على محمّد و آل محمّد و عجّل لأوليآئك الفرج و النّصر و العافية و لا تسؤني في نفسي و لا في فلان . قال : و تذكر من شئت » « 1 » خدايا ! بر محمد و آل محمد درود فرست ، پروردگارا ! به درستى كه رسول راستگوى تصديق شدهء تو - كه درود تو بر او و آلش باد - فرمود كه تو فرموده‌اى : من در هيچ امرى كه انجام دهندهء آنم ، تردّد نكرده‌ام همچون تردّد در قبض روح بندهء مؤمن خودم ، او مرگ را اكراه دارد و من خوش ندارم او را ناراحت كنم . پروردگارا ! پس بر محمد و آل محمد درود فرست و براى اولياى خودت فرج و نصرت و عافيت را تعجيل فرماى ، و مرا نه در مورد خودم و نه در مورد فلانى بدى مرسان . فرمود : و به جاى كلمهء فلانى هركسى را بخواهى نام مىبرى . « 2 » مىگويم : و علامهء مجلسى در بخش صلاة « بحار » به نقل از كتاب « فلاح السائل » عالم ربّانى سيد على بن طاووس آورده كه گفته : از مهمّات برنامه‌هاى مستحبّى براى كسى كه طول عمر مىخواهد اين‌كه بعد از هر نماز از تعقيباتش اين باشد : كه ابو محمد هارون بن موسى از ابو الحسين على بن يعقوب عجلى كسايى از على بن الحسن بن فضال از جعفر بن محمد بن حكيم از جميل بن درّاج روايت كرده كه گفت : مردى بر حضرت ابو عبد اللّه صادق عليه السّلام وارد شد و عرض كرد : اى آقاى من ! سنّم بالا رفته و خويشانم مرده‌اند ، و من مىترسم كه مرگ مرا دريابد درحالىكه كسى را نداشته باشم تا با او انس بگيرم و به او مراجعه نمايم . امام عليه السّلام فرمود : از برادران ايمانى تو كسى هست كه از قرابت نسب يا سبب به تو نزديك‌تر است ، و أنس تو به او از أنست به خويشانت بيشتر است ، با اين حال بر تو باد دعا ، و اين‌كه پس از هر نماز بگويى : « اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد . اللّهمّ إنّ الصّادق الأمين عليه السّلام قال : إنّك قلت : ما تردّدت في شيء أنا فاعله كتردّدي في قبض روح عبدي المؤمن يكره الموت و أكره مسآئته . اللّهمّ فصلّ على محمّد و آل محمّد و عجّل لأوليائك الفرج و النّصر و العافية و لا تسؤني في نفسي و لا في أحد من أحبّتي » ؛ و اگر خواهى يك‌يك بستگانت را نام ببر ، و يا به‌طور پراكنده يا همه را يك‌جا ياد كن . آن مرد مىگويد : به خدا قسم ! آن‌قدر عمر كردم تا اين‌كه از زندگى خسته شدم .

--> ( 1 ) . مكارم الاخلاق ، طبرسى ، 331 . ( 2 ) . مكارم الاخلاق ، طبرسى ، 284 .