ميرزا حسين النوري الطبرسي

95

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )

كتاب مزبور است . « 1 » بيست و ششم : برهان اللّه اسم آن جناب است در كتاب انكليون ، « 2 » چنان چه در آنجا ذكر نموده . بيست و هفتم : باسط در هدايه « 3 » و مناقب قديمه از القاب آن جناب شمرده و آن ، به معنى فراخ‌كننده و گستراننده است و فيض آن حضرت چنان كه خود فرمودند ، مانند آفتاب به همه جا رسيده و هر موجودى از آن بهره ديده و در ايّام حضور و ظهور عدلش ، چنان منبسط و عام شود كه گرگ و گوسفند با هم چرا كنند . در تفسير شيخ فرات بن ابراهيم مروى است از ابن عباس كه گفت : در ظهور حضرت قائم عليه السّلام باقى نماند ، نه يهودى و نه نصرانى و نه صاحب ملّتى ، مگر آن كه داخل مىشود در اسلام تا اين كه مأمون مىشوند گوسفند و گرگ و گاو و شير و انسان و مار تا اين كه پاره نمىكند موش ، خيكى را . « 4 » شيخ مقدّم احمد بن محمّد بن عياش ، در مقتضب الاثر ، « 5 » به سند خود روايت كرده از عبد اللّه بن ربيعهء مكى ، از پدرش كه گفت : من از كسانى بودم كه با عبد اللّه بن زبير كار مىكرديم در كعبه و او عمله را امر كرده بود كه مبالغه كنند در رفتن به زمين ، يعنى براى پايه . گفت : پس رسيديم به سنگى مانند شترى و در آن نوشته يافتيم تا آن كه مىگويد آن را خواندم و در آن بود :

--> ( 1 ) . ر . ك : تذكرة الائمه ، ص 184 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . الهداية الكبرى ، ص 328 . ( 4 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 51 ، ص 61 ؛ الدر المنثور ، ج 3 ، ص 31 ؛ تأويل الآيات فى فضائل العترة الطاهره ، ج 2 ، ص 689 . ( 5 ) . مقتضب الاثر فى النص على الائمّه الاثنى عشر ، ص 12 - 14 .