ميرزا حسين النوري الطبرسي

96

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )

« بسم الاوّل لا شىء قبله لا تمنعوا الحكمة اهلها تظلموهم و لا تعطوها غير مستحقها فتظلموها . . . » و آن طولانى است . در آن ذكر شده بعثت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و صفات حميده و كردار جميله و مقرّ و مدفن آن جناب و همچنين هر يك از ائمّهء طاهرين عليهم السّلام تا آن كه در حقّ حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام گفته : مدفون مىشود در مدينهء محدثه ، آنگاه منتظر بعد از او ، اسم او ، اسم پيغمبر است . امر مىكند به عدل و خود به آن رفتار مىنمايد . و نهى مىكند از منكر و خود از آن اجتناب مىفرمايد . بر طرف مىكند خداوند به سبب او تاريكىها را و دور مىكند به او شكّ و كورى را ، حشر مىكند گرگ در روزگار او با گوسفند . خشنود مىشود از او ساكن در سما و مرغان در هوا و ماهيان در دريا . اى چه بنده ! كه چقدر ارجمند است بر خداوند تبارك و تعالى ، خوشا حال آن كه او را اطاعت كند و واى بر آن كه نافرمانى او كند ! خوشا به آن كس كه در پيش روى او مقاتله كند ، پس بكشد يا كشته شود . بر ايشان باد درودها از پروردگار ايشان و رحمت ، و ايشانند هدايت يافتگان ، و ايشانند رستگاران ، و ايشانند فيروزشدگان . بيست و هشتم : بقيّة الانبياء اين لقب با چند لقب ديگر مذكور است در خبرى كه حافظ برسى در مشارق الانوار « 1 » روايت كرده از حكيمه خاتون ، به نحوى كه عالم جليل ، سيّد حسين مفتى كركى ، سبط محقّق ثانى در كتاب دفع المنادات از او نقل كرده كه او گفت : مولد قائم عليه السّلام شب نيمهء شعبان بود . تا آن كه مىگويد : پس آن جناب را آوردم به نزد برادرم حسن بن على عليه السّلام ، پس مسح فرمود به دست شريف ، بر روى نور او كه نور انوار بود و فرمود : « سخن گو اى حجّة اللّه و بقيّهء انبيا و نور اصفيا و غوث فقرا و خاتم اوصيا و نور اتقيا و صاحب كرهء بيضا ! » پس فرمود : « اشهد ان لا إله الّا اللّه . . . . » تا آخر آن چه در باب ولادت گذشت .

--> ( 1 ) . مشارق انوار اليقين ، ص 157 .