ميرزا حسين النوري الطبرسي
425
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )
همدان رسيدم ، باز آن قطعههاى طلا و نقره را جدا كردم به جهت اهتمام در حفظ آنها ، نيافتم يكى از آنها را كه وزنش صد و سه مثقال بود يا نود و سه مثقال . پس از مال خود به وزن آن سبيكه ساختم به جاى آن و آن را در ميان آن طلا و نقره گذاشتم . چون وارد بغداد شدم ، رفتم به نزد شيخ ابو القاسم حسين بن روح و تسليم كردم به او ، آن چه با من بود از قطعات طلا و نقره . دست خود را دراز كرد در ميان آن سبيكهها به سوى آن سبيكه كه من ريخته بودم آن را از مال خود ، بدل آن چه از من مفقود شده بود ، آن را به جانب من انداخت و گفت : « اين سبيكه از آن ما نيست و سبيكهء ما كه گم كردى آن در سرخس است در آن مكان كه خيمهء خود را زدى در رمل . پس برگرد به مكان خود و فرود آى در همان جا كه فرود آمده بودى و طلب كن سبيكه را در آنجا ، در زير رمل آن را خواهى يافت و به زودى مراجعت مىكنى به سوى ما و مرا نخواهى ديد . » گفت : برگشتم به سرخس و فرود آمدم در همان جا كه منزل كرده بودم و سبيكه را يافتم و برگشتم به بلد خود . چون سال ديگر شد ، متوجّه بغداد شدم و با من بود آن سبيكه ؛ پس داخل بغداد شدم در وقتى كه شيخ ابو القاسم حسين بن روح وفات كرده بود و ملاقات كردم ابو الحسن على بن محمّد سمرى را و سبيكه را به او تسليم كردم . « 1 » حديث بيست و چهارم و نيز روايت كرده از حسين بن على بن محمّد قمى معروف به ابن على بغدادى ، گفت : در بخارا بودم ، شخصى كه معروف بود به ابن خارشير ، ده قطعه طلا داد و امر كرد مرا كه تسليم كنم آنها را در بغداد به شيخ ابو القاسم حسين بن روح - قدّس اللّه سرّه - . پس حمل كردم آنها را با خود . چون رسيدم به مفازهء آمويه ، « 2 » يكى از آن سبيكهها
--> ( 1 ) . الثاقب فى المناقب ، صص 600 - 601 . ( 2 ) . شهرى مشهور در غرب جيحون در راه مرو به بخارا و از جمله نامهاى ديگر آن آمل الشط و آمل المفازه .