ميرزا حسين النوري الطبرسي
377
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )
در جنب آن دو نور ، سه نور به نظر مبارك در آورد . پرسيد : « اين نورها چيست ؟ » خطاب رسيد : « آن نور فاطمه ، دختر محمّد و حسن و حسين است كه دو فرزند او و دو فرزند على بن ابى طالب هستند . » گفت : اى خداوند من ! نه نور مىبينم كه دور آن پنج نور در آمدند . ندا رسيد : « آن نور على بن الحسين و محمّد بن على و جعفر بن محمّد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمّد بن على و على بن محمّد و حسن بن على و حجّة بن الحسن است . آن كه ظاهر شود بعد از غايب شدن از شيعه و دوستانش . » ابراهيم عليه السّلام گفت : اى خداوند من ! نورهاى بسيار مىبينم كه دور ايشان را فروگرفتهاند كه نمىشمارد آن انوار را مگر تو ، - يعنى به غير از تو كه خداوند عالميانى ، كسى قادر بر شمردن آن نورهاى بسيار نيست - آن نورها چيست ؟ حق تعالى فرمود : « آن نورهاى شيعيان ايشان است و شيعيان على بن ابى طالب عليه السّلام كه امير المؤمنين است . » ابراهيم گفت : به چه چيز شناخته مىشود شيعهء امير المؤمنين عليه السّلام . حق تعالى فرمود : « به پنجاه و يك ركعت نماز ، يعنى در شبانه روزى گزاردن و به جهر بسم اللّه الرحمن الرحيم گفتن ، يعنى در نماز و دعا خواندن در نماز پيش از ركوع و جبين بر خاك گذاشتن بعد از نماز و انگشتر در دست راست كردن . » ابراهيم گفت : خدايا ! مرا از شيعهء امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام قرار ده ! خطاب رسيد : « يا ابراهيم ! ما تو را از شيعيان على گردانيديم . » از اين جهت حضرت عزّت ، فرو فرستاد در قرآن عظيم در شأن ابراهيم ، اين آيه را : وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ « 1 » يعنى به درستى و راستى ، هرآينه از شيعهء اوست ابراهيم . » مفضل گفت : روايت كردهاند از براى ما كه در وقتى كه حضرت ابراهيم عليه السّلام احساس نمود كه وقت رحلت است ، روايت كرد اين حديث شريف را به جهت اصحاب خود و به
--> ( 1 ) . سورهء صافات ، آيه 83 .