ميرزا حسين النوري الطبرسي
342
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )
فرمود : « اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ! من به نظر علمى خود نگريستم در زمين ؛ نگريستنى ، پس برگزيدم تو را از آن و جدا كردم براى تو نامى از نامهاى خود ، پس ذكر نمىشوم در موضعى مگر آن كه ذكر مىشوى تو با من ، پس منم محمود و تويى محمّد . آنگاه در مرتبهء دوم نگريستم ، پس برگزيدم از آن على را و جدا كردم براى او اسمى از اسمهاى خود ، پس منم اعلى و اوست على . اى محمّد ! به درستى كه خلق كردم تو را و خلق كردم على را و فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام و امامان عليهم السّلام از فرزندان او را از نور خود و عرضه داشتم ولايت شما را بر اهل آسمانها و زمينها ، پس هر كه قبول نمود آن را ، در نزد من از مؤمنين است و هر آن كه انكار كرد آن را ، در نزد من از كافرين است . اى محمّد ! اگر بندهاى از بندگان من پرستش كند مرا تا آن كه از هم جدا شود ، - يعنى اعضايش متلاشى گردد - يا چون خيك كهنه مندرس شود ، آنگاه به نزد من آيد با انكار ولايت شما ، نمىآمرزم او را تا آن كه اقرار نمايد به ولايت شما . اى محمّد ! آيا دوست دارى كه ببينى ايشان را ؟ » گفتم : « آرى ! اى پروردگار من ! » فرمود : « پس متوجّه شو به طرف راست عرش » ملتفت شدم . پس ديدم على و فاطمه و حسن و حسين و على بن الحسين و محمّد بن على و جعفر بن محمّد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمّد بن على و على بن محمّد و حسن بن على و مهدى - صلوات اللّه عليهم - در آب تنكى « 1 » از نور كه ايستاده و نماز مىكنند و او يعنى مهدى در وسط ايشان است ، چنان كه گويى ستارهاى است درخشان . فرمود : « اى محمّد ! اينان حجّتهاى منند و او يعنى مهدى داد خواه است براى عترت تو . قسم به عزّت و جلال خود ! به درستى كه او است حجّت واجبه براى اولياى من و انتقام انتقامكشنده از دشمنان من . »
--> ( 1 ) . تنك آب : آب كم عمق ؛ ر ك : لغتنامهء دهخدا .