ميرزا حسين النوري الطبرسي

337

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )

باب پنجم : در ذكر اثبات بودن مهدى موعود همان حجة بن الحسن عليهما السّلام در ذكر اثبات بودن مهدى موعود ، متّفق عليه بين مسلمين - صلوات اللّه عليه - همان حجّة بن الحسن العسكرى عليهما السّلام به نصّ حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امير المؤمنين عليه السّلام و بعضى از امامان عليهم السّلام كه خلافى نيست در فضل و علم و ديانت و زهد و صدق و تقواى ايشان از طرق اهل سنّت و از طرق خاصّه ، بىاستيفاى متن تمام خبر ايشان كه موجب تطويل است . بلكه غرض ، رساندن اين مقدار مدّعى كه آن شخص مخصوص ، همان موعود منتظر است به نصّ رسول خدا و ائمّه - صلوات اللّه عليهم - به حدّ تواتر لفظى يا معنوى كه سبب قطع باشد از براى منصف خالى از عناد و شبهه و در تمام احاديث و اخبار معتبرهء اهل سنّت معارضى براى اينها نيست . چه دانستى كه جمهور ايشان دعواى مهدويّت شخصى مخصوص نكنند و هر حسينى قابل مهدويّت را جايز دانند كه مهدى عليه السّلام باشد ، پس باب تأويل آن اخبار نيز بالمرّه مسدود است ، چه بىمعارض عقلى چنان چه در باب سابق معلوم شد و معارض نقلى كه خود معترفند ، بعد از معلوميّت ضعف و بطلان چند خبر كه آن نيز گذشت ، جايز نباشد تصرّف و تأويل در نصّ صحيح قطعى و كلام صريح بتّى كه مؤيّد است در اين مقام به خبر متّفق عليه بين فريقين كه : « هر كس بميرد و امام زمان خود را نشناسد ، مرده است به مردن جاهليّت كه بىفطرت اسلام از دنيا بيرون رفته . » « 1 » علماى اهل سنّت چنان گرفتار اين خبر شريف شدند كه به هر حيله خواستند از دست او فارغ شوند ، به حمد اللّه نشد ؛ بلكه از احتمالاتى كه در آن دادند مفتضح و رسوا شدند ، گاهى

--> ( 1 ) . بدائع الصنائع ، ج 4 ، ص 67 ؛ العمدة ، ص 471 .