ميرزا حسين النوري الطبرسي

338

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )

ارجاس خلفاى بنى اميّه و بنى عبّاس را گفتند كه هر كس از متجاهرين در بيشتر كباير ضروريهء اهل اسلام را نشناسد و ايشان را مقتداى خود نداند ، كافر مرده و بر اين نسق ساير سلاطين و گاهى امام هر زمانى قرآن را گرفتند و اين خبر بر طريقهء اماميّه ، تام و واضح و روشن است و نيز مؤيّد به چند صنف از اخبار ديگر كه در باب اثبات امامت ائمّهء اثنا عشر عليهم السّلام به اسانيد معتبره ثبت شده ، محل ذكر آنها نيست . امّا از طرق اهل سنّت ، پس چند خبر ذكر مىشود : [ نقل سيوطى از بخارى مبنى بر بودن ائمه دوازده‌گانه عليه السّلام از قريش ] [ اول : ] سيوطى در تاريخ الخلفا « 1 » از چند طريق از بخارى و مسلم و احمد و ابى داود و بزاز و غير ايشان روايت كرده به الفاظ مختلفه كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : « دوازده خليفه از قريش خواهد بود . » و به روايت احمد و بزاز : « دوازده نفرند به عدد نقباى بنى اسرائيل . » و به روايت مسدّد در مسند كبير : « دوازده خليفه‌اند كه همهء ايشان عمل مىكنند به هدايت و دين حقّ . » آنگاه نقل كرده از قاضى عياض مالكى كه او گفته : شايد مراد از دوازده در اين احاديث و آن چه شبيه آنهاست ، آن است كه ايشان در زمانى باشند كه خلافت عزيز و اسلام قوى و امور مستقيم باشد و مردم اجتماع كنند بر آن خليفه و امير چنين بود تا وقتى كه امر بنى اميّه مضطرب شد در زمان وليد بن يزيد تا آن كه برپا شد دولت بنى عباس ، پس ايشان را تمام كردند . ابن حجر عسقلانى شيخ الاسلام در شرح بخارى « 2 » گفته كه كلام قاضى ، نيكوتر كلامى است كه گفته شده در آن حديث تا آن كه مىگويد : آن چه واقع شد ، آن است كه مردم جمع شدند بر ابى بكر ، آنگاه بر عمر ، پس عثمان ، پس على عليه السّلام . تا آن كه واقع شد امر حكمين در

--> ( 1 ) . تاريخ الخلفا ، صص 14 - 15 . ( 2 ) . فتح البارى فى شرح صحيح البخارى ، ج 13 ، ص 184 .