ميرزا حسين النوري الطبرسي
310
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )
چه ، آن جناب فرمود ، در طبقهء صحابه ضبط و ثبت شده و دست به دست ، روات و ناقلين بدون اسقاط و تغيير و سهو و خطا تمام آنها را رساندند و همهء اينها نظرى ، بلكه جزم بر خلاف آن است . چه بسيار ديده شده كه در يك خبر در نقل بعضى چيزى دارد كه در نقل ديگرى ندارد و مضمونى دارد و در نقل ديگرى ، خلاف آن و ظهور تغيير و تحريف و زياده و نقصان عمدى و سهوى فوق احصا ؛ حتّى آن كه كتابها تصنيف شده در ذكر اخبار موضوعه و كتاب در ردّ و در كتب درايه بسيارى از اخبار مصحفه و محرّفه را جمع نمودند . پس آن كه باكى ندارد در وضع خبر يا تغيير آن ، براى نصرت مذهب خود يا توهين مذهب مخالف خود ، چه رادع دارد در اسقاط آن چه موافقت نكند با مذهب ؟ و در كتب مبسوطهء اماميّه ، بسيارى از آن را كه از اهل سنّت است و ربطى به ايشان دارد جمع نمودند . ثالثا : پس دعواى عدم ورود از روى جهل است يا تجاهل : امّا روات اماميّه ، پس به نحو تواتر از آن جناب و از امير المؤمنين عليه السّلام نقل كردند و در ايشان هست جماعتى كه اهل سنّت ، ايشان را مدح و توصيف و حكم به صدق و ديانت ايشان كردهاند . امّا اصحاب ابن حجر ؛ پس هم صريحا اخبار آن حضرت را به غيبت مهدى عليه السّلام نقل كردند و هم ضمنا ؛ چه روايت كردهاند نصّ آن جناب را بر اين كه فرزند نهم امام حسين عليه السّلام مهدى است و نيز روايت كردهاند خروج آن جناب را در آخر الزمان و جمع ميان اين دو صنف روايات نشود ، مگر به وجود و غيبت آن جناب و در باب آينده به آن اخبار اشاره خواهد شد . ان شاء اللّه تعالى . سؤال چهارم : در شرع شريف ، مقرّر است كه ولايت جايز نيست براى صغير كه كودكى را بر مال و جان و ناموس محترمى مسلّط كنند و شما اماميّه ، امامت و رياست كبرى را براى مهدى