ميرزا حسين النوري الطبرسي
307
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )
سردابى كه غايب شد در آن مولاى ما صاحب الامر عليه السّلام ، اسب زرد رنگى بود كه زين و لجامش از طلا بود تا زمان سلطان سنجر بن ملك شاه و روز جمعه به جهت نماز آمده بود . پس گفت : اين اسب در اينجا براى چيست ؟ پس گفتند : زود است كه بيرون مىآيد از اين موضع ، بهترين مردم و بر او سوار مىشود . پس گفت : بيرون نمىآيد از آنجا بهتر از من و بر او سوار شد و شيعه اعتقاد دارند كه آن سوارى براى او مبارك نبود ؛ زيرا كه طايفهء غز بر او مسلّط شد و ملكش زايل گرديد . و عبارت صواعق « 1 » اين است : « و لقد صاروا بذلك و بوقوفهم بالخيل على ذلك السرداب و صياحهم بان يخرج اليهم ضحكة لا لي الالباب . لقد احسن القائل : ما ان للسرداب ان يلد الذي * كلّمتموه بجهلكم ما انا فعلى عقولكم العفا فانّكم * ثلّثتم العنقاء و الغيلانا الحقّ ، جاى تعجّب است از حيا و شرم در اين جماعت ! چه ! كسانى كه شبهاى جمعه جو ريزند در آخورهايى كه در بام مسجد و خانهء خود ساختهاند براى خر خداوند كه چون فرود آيد از عرش ، حيوان گرسنه نماند ، نبايد اين قبيل اعتراض بر غير خود كنند . حقّ جواب آن كه تا كنون در هيچ كتابى از شيعه از متقدّمين و متأخّرين و فقها و محدّثين و مؤمنين و منتحلين اماميّه ، چنين مطلبى كه آن حضرت از روز غيبت تا كنون در سرداب است ، ديده و شنيده نشده و در آخر باب هفتم بيشتر از اين توضيح جواب اين افترا شود و معلوم گردد كه جاهل و جزافگو كيست و بر چه كسانى بايد خنديد ! حلّه كه در سنهء چهار صد و نود و هشت بنا شده ، چنان چه ابن خلكان در احوالات صدقة بن منصور ملقّب به سيف الدولة تصريح كرده و غير او از مورّخين و از اين جهت معروف است به حلّهء سيفيّه ، سرداب مغيب را اعظم مورّخين ايشان نسبت دهد كه در آنجا است و در وقت ولادت اسمى از آن نبود . چنان چه شهرستانى در ملل و نحل با آن دعواى طول باع و كثرت اطّلاع مىگويد : قبر
--> ( 1 ) . صواعق المحرقه فى الرد على اهل البدع و الزندقه ، ص 168 .