ميرزا حسين النوري الطبرسي

308

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )

امام على النقى عليه السّلام در قم است . نمىدانم اگر در لغت و نحو و صرف ، منقولات ايشان چنين بىپا باشد پس واى به حال آن علوم ! و چون وضع كتاب از براى اين قسم مطاعن نيست ؛ لهذا باب آن را مسدود كرده به اصل پرداخته مىگوييم : اين جماعت با اقرار و اعتراف بلكه اجماع جميع ايشان بر اخبار رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر خروج فرزندى از آن جناب در آخر الزمان كه او را مهدى مىگويند و اعتراف به اين كه شخص او را معيّن نفرمود ، پس جايز است هر سيّد حسينى ، داراى آن اوصاف كه فرموده ، همان مهدى موعود باشد ، اگر مانعى در ميان نباشد . اين جماعت با وجود اين امكان و تجويز ، راهى براى نفى آن ، از آن كه اماميّه او را مهدى مىدانند به نصّ و معجزه ندارند ، مگر عدم علم و پاره‌اى شبهات كه ايشان را بازداشته از اعتراف و قبول ؛ امّا عدم علم ايشان ، منافاتى با علم ديگران ندارد . نهايت آن است كه ايشان از اماميّه مطالبهء دليل كنند كه راه علم شما به امامت و مهدويّت آن جناب چيست ؟ اماميّه گويند : به هر قسم كه شما براى يهود و نصارا اثبات نبوّت خاتم النبيين صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كنيد ، ما به همان روش و همان رقم ادلّه كه در آنجا آريد ، ما نيز اثبات مدّعاى خود كنيم و همان جواب كه شما براى ايرادات و معارضات ايشان مهيّا كرديد جواب ماست از شما در ايرادات شما بر آن ادلّه ؛ چنان چه در كتب امامت مشروح شده ، خصوص كتاب ابانه علّامهء كراجكى كه به همين نسق ترتيب داده شده و اگر به قدر اماميّه از اخبار و احاديث خود اطّلاع مىداشتند ، به اين وادىها نمىافتادند . در باب آينده به جمله‌اى از آن نصوص و معجزات اشاره خواهد شد . امّا شبهات اين طايفه پس ، بعضى از آنها با جواب ، گذشته و بعضى مانده و همهء آنها را در صورت سؤال و جواب در آورده به نحو اختصار ذكر كنيم كه ضبط آن آسان باشد و شرح و تفصيل آنها در