ميرزا حسين النوري الطبرسي
301
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )
تا اين كه قطع كنند اين نسل را . چگونه ديدند قدرت قادر را و ناميد او را مؤمل . » و در باب امّهات ائمّه عليهم السّلام گفته : امّ قائم عليه السّلام صغير و بعضى گفتهاند حكيمه و بعضى گفتند نرجس و بعضى گفتند سوسن . و ابن همام گفته : حكيمه ، عمّهء ابى محمّد عليه السّلام است و براى او حديثى است در تولّد صاحب الزمان و او روايت كرده كه مادر خلف عليه السّلام اسمش نرجس است . در باب القاب ائمّه عليهم السّلام گفته قائم عليه السّلام ، هادى و مهدى و در باب ابواب ائمّه عليهم السّلام گفته قائم عليه السّلام ، باب او عثمان بن سعيد است . چون او را وفات در رسيد . وصيّت كرد به پسر خود ، ابى جعفر محمّد بن عثمان به عهدى كه كرده با او ابو محمّد حسن بن على عليهما السّلام روايت كردند از او ، ثقات شيعه كه آن جناب فرمود : « اين وكيل من است و پسر او وكيل پسر من است . » يعنى ابا جعفر محمّد بن عثمان عمرى و چون او را وفات در رسيد ، وصيّت كرد به ابو القاسم حسين بن روح نميرى و امر نمود ابو القاسم بن روح را كه عقد نيابت را براى ابى الحسن سمرى ببندد . آنگاه به تأخير افتاد ، يعنى باب باب مسدود شد و محتمل است كه ذكر ابواب از كلام احمد بن محمّد فريابى يا پدرش يا كلام أبو بكر محمّد بن احمد بن محمّد بن عبد اللّه بن اسماعيل ، معروف به ابن ابى الثلج باشد ؛ چه نصر كه از جناب رضا عليه السّلام روايت كند نشود تمام ابواب را ذكر كند با قراين ديگر كه از خود تاريخ معلوم مىشود . شهيد اول نقل كرده كه نصر مذكور در نزد متوكّل عباسى روايت كرد كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گرفت دست حسنين عليهما السّلام را . پس فرمود : « كسى كه مرا دوست دارد و دوست دارد اين دو و مادر ايشان را خواهد بود با من در درجهء من روز قيامت . » پس متوكّل امر كرد كه او را هزار تازيانه بزنند . پس ابو جعفر بن عبد الواحد گفت كه اين شخص سنّى است . پس او را واگذاشت .