ميرزا حسين النوري الطبرسي

299

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )

جواب : هرگاه در وقت صحابه ، عايشه و معاويه و زبير و طلحه فتوا بر خطا نوشتند و با شاه على ، طايفهء بغات حرب كردند و در وقت تابعين ، شاه حسين را زار زار كشتند و هرگاه مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خبر داده بود ، هزار ماه خاندان منهزم و مقهور و باغيان ، مظفر و منصور شوند ، چنان چه در خزانهء جلاليّه آورده است ، مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در خواب ديد كه سگ بچّگان بر منبر بر آمده ، هف هف و بف بف مىكنند و از آن تعبير فرمود : « فلان فلان يزيديّه تقلّب كنند و بر منابر لعنت فرمايند بر خاندان . و در روضة العلما مىگويد اين آيه آمد : خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ جبرئيل گفت : « يا محمّد ! آن هزار ماه است كه ملك يزيديان باشد و بر خاندان لعنت فرستند » و آن روز ، روز هزيمت خاندان بود ؛ سواران دين و پهلوانان ديانت ، تيغ عزيمت و عنان اولويّت اختيار به كمّ قضا و قدر انداختند و انگشتان رخصت به عجز ، در دهن ضرورات كه تبيح المحذورات است ، براى خلاص جان خويش كردند ؛ چون شاه زين العابدين تا امام مهدى اين نوع معاينه كردند ، هرآينه از دعوى امامت ساكت گشتند و چون وقت ظهور امام مهدى ، سيّد محمّد بن عبد اللّه ابو القاسم شود . « 1 » جانبازان خاندان ، علم هزيمت بر آرند و دمامه اولويّت برزنند و از تيغ اختيار جملگى اغيار را از دنيا بر اندازند . « فيملأ الارض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما » و اين نه فرزند ، اول امام زين العابدين است ، دوم امام محمّد باقر ، سوم امام جعفر صادق ، چهارم امام موسى كاظم ، پنجم امام على رضا ابنه ، ششم امام محمّد تقى ابنه ، هفتم امام على نقى ابنه ، هشتم امام حسن عسكرى ابنه ، نهم امام حجة اللّه القائم ، امام مهدى ابنه و او غايب است و او را عمر طويلى است . چنان چه ميان مؤمنان ، عيسى و الياس و خضر و ميان كافران ، دجّال و سامرى و بلعم و شمر ، قاتل شاه حسين است و امثالهم . « و اللّه اعلم بالصواب » .

--> ( 1 ) . از اين كلام چنين مستفاد مىشود كه از اسامى حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام عبد اللّه است و خبر معروف جامى كه سابقا تضعيف كرديم ، بر فرض صحّت ، محمول است به ظاهر خود كه اسم پدر مهدى عليه السّلام اسم پدر رسول خدا است و نتوان حمل كرد آن را بر آن چه ابن حجر و امثال او گفتند . زيرا ذيل عبارت ، صريح است بر آن چه اماميّه مىگويند ، بلكه صدر آن ، چنان كه بر متأمّل مخفى نيست . منه . [ مرحوم مؤلف ]