ميرزا حسين النوري الطبرسي

276

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )

عبد الغفّار بن ابراهيم علوى عكى عدثانى شافعى در عجالة الراكب و بلغة الطالب گفته كه او يكى از علماى مشهورين بود و كاتب چلبى قسطنطنى در كشف الظنون في اسامى الكتب و الفنون « 1 » گفته كه درّ المنظم در سرّ اعظم از شيخ كمال الدين ابى سالم ، محمّد بن طلحه عدوى جفار شافعى است كه وفات كرده سنهء شش صد و پنجاه و دو ؛ مختصرى است ؛ اول او اين است : « الحمد للّه الذي اطلع من اجتباه من عباده الابرار على خبايا الاسرار . . . » . در آنجا ذكر كرده كه براى برادرى صالح ، كشف شد در بعض از خلوات ، لوحى كه در آن دايره حروفى بود كه معنى آن را نمىدانست . چون صبح شد خوابيد . پس حضرت على بن ابى طالب عليه السّلام را در خواب ديد كه آن حضرت ، از براى شرح اين لوح چيزى فرمود كه او نفهميد و اشاره كرد كه به نزد كمال الدين رود كه او شرح كند ؛ پس نزد او آمد و صورت واقعه و دايرهء حروف را براى او ذكر كرد . پس رساله‌اى براى آن نوشت و معروف شد به جفر ابن طلحه . بونى در شمس المعارف كبرى گفته كه اين مرد صالح ، معتكف شده بود در بيت خطابه در مسجد حلب و اكثر تضرّع او در درگاه خداوند اين بود كه اسم اعظم را به او نشان دهد . پس در شبى ، لوحى از نور ديد كه در آن اشكال مصوّره بود . پس در آن لوح تأمّل نمود ، ديد چهار سطر است و در وسط ، دايره‌اى دارد و در داخل آن ، دايرهء ديگر . بساحى گفته كه اين مرد صالح ، شيخ ابو عبد اللّه محمّد بن حسن اخيمى بود و تلميذ او ، ابن طلحه استنباط نمود از اشارات رموز آن بر انقراض عالم بر سبيل رمز . « 2 » انتهى . وضوح بودن اين كتاب از او ، به حدّى است كه ابن تيميّه با همه عناد و لجاج در منهاج خود به آن كه گاهى منكر متواترات مىشود ، نتوانسته منكر شود و اين كتاب را به او نسبت داده . - الحمد للّه - و جمله‌اى از تصانيف او را در كشف الظنون ضبط كرده .

--> ( 1 ) . كشف الظنون عن اسامى الكتب و الفنون ، ج 1 ، ص 734 . ( 2 ) . همان .