ميرزا حسين النوري الطبرسي

255

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )

شده و مىشود و بسيار اسامى است كه در كتب رجاليّهء فريقين ، محل نظر شده كه آيا حسن است يا حسين ؟ و از ظرايف اين مقام آن كه ابن حجر عسقلانى كه مقدّم بود بر ابن حجر مكّى صاحب صواعق و يگانهء عصر خود بود ، در علم حديث و رجال و معاصر آيت اللّه علّامه حلّى رحمه اللّه در كتاب درر الكامنه فى احوال اعلام المائة الثّامنة « 1 » در باب حسن گفته : حسن بن يوسف بن مطهر حلّى جمال الدين شهير به ابن مطهر اسدى مىآيد در حسين ، آنگاه در باب حسين گفته : حسين بن يوسف بن مطهر حلّى معتزلى جمال الدين شيعى ، « 2 » آنگاه مختصرى از شرح احوال آن جناب را نقل كرده و بر چنين عالم نقّادى ، در كتابى كه وضع آن براى ضبط اين مطالب است ، اسم چنين شخص معاصر معروفى كه خود نقل كرده ، مشتبه شود ، استبعاد ندارد اشتباه بر ناسخ يا راوى خبرى كه محلّ حاجت نبوده و قرنها بر آن گذشته . دوم : حمل بر وضع اتباع محمّد بن عبد اللّه بن الحسن بن الحسن عليهما السّلام كه خود را مهدى مىدانست و خروج كرد و در مدينه كشته شد . چنان چه حالش در كتب تواريخ و سير مسطور است . سوم : آن كه نسبت مهدى به حسن عليه السّلام مثل نسبت خود حسن عليه السّلام است به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه از طرف مادر متّصل مىشود و در اخبار فريقين بسيار است كه آن حضرت ، حسن عليه السّلام را پسر و فرزند و ذريّهء خود شمرده و به اين القاب او را نام برده ؛ پس مهدى عليه السّلام كه از طرف مادر منتهى است به آن جناب ، چه مادر امام محمّد باقر عليه السّلام امّ الحسن ، دختر امام حسن عليه السّلام است ، پس جايز است گفتن اين كه آن جناب عليه السّلام از فرزندان او است و معارض نيست با آن خبر ديگر كه از فرزندان حسين عليه السّلام است و مؤيّد اين احتمال آن كه حافظ ابو نعيم احمد بن عبد اللّه در مناقب مهدى عليه السّلام روايت كرده از على بن هلال از پدرش كه گفت : داخل شدم به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و آن جناب در حالت مرض وفات بود . پس ديدم فاطمه عليها السّلام را كه در نزد بستر آن حضرت نشسته ، پس گريست تا آن كه صدايش به گريه بلند

--> ( 1 ) . الدرر الكامنة فى اعيان المائة الثامنة ، ج 2 ، ص 49 . ( 2 ) . همان ، ص 71 .