محمود بن جعفر عراقى ميثمى
43
دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى )
فصل دوم : در اثبات وجوب وجود معصوم عليه السّلام در اين عصر در اثبات اينكه معصومى كه وجود آن واجب است در اين عصر ، امام است نه پيغمبر و آن امام حجة بن الحسن العسكرى عليه السّلام باشد ، نه امام ديگر اما آنكه او [ حجة بن الحسن العسكرى عليه السّلام ] امام است نه پيغمبر پس به ضرورت و بيّنه كه پس از سيد انبياء صلّى اللّه عليه و آله پيغمبرى نشايد و به اعتراف خصم ؛ و امّا آنكه آن امام محمّد بن الحسن العسكرى عليه السّلام است ، پس دليل بر آن چند وجه باشد . دليل اول : اجماع مركب [ مىباشد . ] زيرا كه بعد از آنكه ثابت گرديد - به ادله سابقه - كه در هر عصرى وجود معصومى واجبست ، پس به اتفاق شيعه و سنى غير از آن بزرگوار كسى نيست كه در اين عصر شايسته امامت باشد . « فهو الامام المعصوم حقّا » . دليل دوم : نصّ خداوند در مواضع چند [ مىباشد ] ، كه از آن جمله صحيفه فاطميه است . كه شيخ جليل احمد بن على بن ابى طالب طبرسى قدّس سرّه در كتاب احتجاج روايت مىكند از حضرت صادق عليه السّلام ، فرمود كه : « پدرم حضرت باقر عليه السّلام فرمود به جابر بن عبد اللّه انصارى فرمود : « مرا به تو حاجتى باشد ، در چهوقت بر تو آسان است كه با تو خلوت كنم و آن را از تو سؤال كنم ؟ » . جابر عرض كرد : « در هر زمان كه فرماييد . » پس پدرم با او خلوت نمود و فرمود : « يا جابر ، مرا خبر ده از آن لوحى كه آن در دست مادرم فاطمه عليها السّلام ديدى و از آنچه مادرم فاطمه عليها السّلام تو را به آن خبر داد ، كه آنچيز در آن لوح نوشته شده » .