محمود بن جعفر عراقى ميثمى

44

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى )

پس جابر عرض كرد : « خدا را گواه مىگيرم كه من داخل شدم بر مادرت فاطمه عليها السّلام در حيات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ؛ پس او را تهنيت گفتم به ولادت حسين عليه السّلام و ديدم در دست آن مخدره لوح سبزى را . گمان كردم آن لوح از زمرد سبز بوده باشد ، و در آن لوح نوشته سفيدى ، مانند روشنى آفتاب بود ؛ پس به او عرض كردم : « پدر و مادرم فداى تو باد اى دختر رسول خدا ! اين لوح چه‌چيز است ؟ » فرمود : « اين لوح را خداى عزّ و جلّ هديه فرستاده از براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و در اوست اسم پدرم و اسم شوهرم و اسم دو پسرم و اسماء اوصياء از اولادم . پس پدرم آن را به من عطا فرمود كه مسرور شوم به آن » . جابر گفت : « پس مادرت آن لوح را به من داد . آن را خواندم و از روى آن نسخه برداشتم » . پس پدرم به او فرمود : « يا جابر ، آيا مىشود آن نسخه را به من بنمائى ؟ « جابر عرض كرد : « آرى مىشود » . پس پدرم با جابر روانه گرديد ، تا آنكه وارد منزل جابر شدند . پس پدرم صحيفه بيرون آورد از رق آهو و فرمود : « يا جابر ، نظر كن در نوشته خود تا آنكه من بخوانم » . پس جابر نظر كرد در نسخهء خود و پدرم خواند . پس حرفى از اين به خلاف حرفى از آن نبود . پس جابر گفت : « اشهد باللّه ، من همينطور ديدم كه در لوح مكتوب بود : « بسم اللّه الرحمن الرحيم . هذا كتاب من اللّه العزيز الحكيم ، لمحمد نبيّه و رسوله و نوره و سفيره و حجابه و دليله . نزل به الروح الأمين من عند رب العالمين ؛ عظّم يا محمّد اسمائي و اشكر نعمائي و لا تجحد آلائي ؛ فإني أنا اللّه لا إله إلّا أنا قاصم الجبارين و مذل الظالمين و ديان يوم الدين . لا إله إلّا أنا من رجا غير فضلي أو خاف غير عدلي عذبته عذابا لا أعذبه أحدا من العالمين . فإياي فاعبد و عليّ فتوكّل . إني لم أبعث نبيّا فاكملت أيامه و انقضت مدته الّا جعلت له وصيّا . و إنّي فضلتك على الأنبياء و فضّلت وصيك على الأوصياء و اكرمتك بشبليك بعده و سبطيك الحسن و الحسين . فجعلت حسنا معدن علمي بعد انقضاء مدة أبيه ؛ و جعلت حسينا خازن علمي و أكرمته بالشهادة و ختمت له بالسعادة و هو افضل من استشهد و ارفع الشهداء درجة . و جعلت كلمتي التامة معه و حجّتي البالغة عنده بعترته أثيب و أعاقب . أولهم عليّ ، سيد العابدين و زين أولياء الماضين و ابنه شبيه جدّه المحمود ، محمّد الباقر لعلمي و المعدن لحكمتي ، سيهلك المرتابون في جعفر الصادق الراد عليه كالراد عليّ ، حق القول منّي لأكرمنّ مثوى جعفر و لا سرّنّه في اشياعه