محمود بن جعفر عراقى ميثمى

34

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى )

بخلاف انسان كه در امر غذا غالبا محتاج به تدبير و تركيب و طبخ باشد ، و نباتات و حيوانات و ميوه‌جات خودرو كمتر موافق مزاج انسانى باشد ، و در غالب محتاج به مغروس و مزروع آنها باشد . مانند گندم و جو و حبوبات و نباتات و ميوه‌جاتى كه در طبخ مناسبت به مزاج انسانى داشته باشد و بدون زرع و غرس نشود . تحصيل اين نوع در عادت ، محتاج به آلات و ادوات و تدبيرات انسانى باشد . مثلا تحصيل گندم موقوف است به شخم كردن زمين و پاشيدن دانه و هموار كردن و آب دادن در اوقات خاصه و مراقبت تا زمان انعقاد دانه و درويدن و كوبيدن و باد دادن و پاك كردن و آسيا نمودن و خمير كردن و پختن ، و حصول هريك از اينها موقوف بر امور ديگر است . چنان كه وارد شده كه آدم عليه السّلام چون به دنيا آمد هزار و يك كار كرد تا آن‌كه نان بخورد ، و حكيم گفته : هزار كارگر بايد تا آنكه نان به‌دست آيد . و همچنين حصول غذاهاى ديگر و حصول لباس و مسكن ؛ پس يك نفر از عهده اين همه كار برنيايد ، و اگر برآيد تا آن‌كه تدبير تمام شود عمر بسر آيد . و در زمان اشتغال ، لا علاج ديگرى را خواهد تا قوت او را كفايت نمايد ؛ زيرا كه بدون قوت زندگى ننمايد . و با ثبوت حاجت به او ، مطلوب ما كه حاجت به غير در تحصيل قوت باشد حاصل آيد . و همچنين باشد امر در تحصيل لباس و مسكن ، پس دانسته شد كه حصول غذا و لباس و مسكن كه آدمى را در كار است موقوف بر جماعتى بسيار است كه هريك به كارى پردازند تا آنكه كفايت امر ديگرى نمايد به آنكه يكى برزگر شود ، و ديگرى آهنگر ، و ديگرى طحان ، و ديگرى خباز ، و بر اين قياس تا آن‌كه هريك زايد عمل خود را از حاجت ، به ديگرى داده زايد عمل او را از حاجت ، به عوض بستاند ؛ و مقصود حاصل آيد . و از اينجاست كه حكما گفته‌اند كه : انسان مدنى الطبع مىباشد . يعنى طبع و خلق او به طورى شده كه در گذراندن ، محتاج به تمدّن و اجتماع گرديده است . و از اين جهت باشد كه حكيم على الاطلاق ميل و عزم و استعدادات خلق را متفاوت و مختلف گردانيده ، تا آنكه به ميل و قابليت خود به كارى پردازد ، و ديگرى را از آن منتفع سازد ؛ نه آن‌كه جميع مشغول يك كار شوند و كارهاى ديگر را بر زمين گذارند . زيرا كه اگر