محمود بن جعفر عراقى ميثمى

33

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى )

و به سبب اجتماع بخارات در زير زمين قوه ناميه را قابل تحريك نمايد و پس از آن به سبب حرارت و رطوبت هواى بهار و بسيارى باران و صعود بخارات ، قوهء جاذبهء نباتى به حدّ اعتدال رسد ، و اجسام نباتى به حركت نشوى انبساط پذيرد . آنگاه به سبب گرمى و خشكى هواى تابستان رطوبتى كه اجزاء نباتى در هواى بهارى جذب كرده طبخ و نضج يابد و ميوه‌ها و اجسام نباتى منعقد گردد . و رنگ و طعم آنها كامل شود . و به سبب سردى و خشكى هواى پائيز قوام و ثبات بقاء در ميوه‌ها پديد آيد . پس اشراق كواكب و اوضاع ارضى و سماوى و وزيدن بادها و باريدن ابرها و جارى شدن چشمه‌ها و غير ذلك در مدد رزق و معاش آدمى در كار ، و هريك از اينها را آلات و ادوات و اسباب و خدم و حشم بىحد و شمار است . ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند * تا تو نانى به كف آرى و بغفلت نخورى همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار * شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى اين جمله در امر غذا و قوت و بعلاوه حاجت انسان به آن ، حاجت به لباس هم دارد . زيرا كه بدن انسان لطيف و به اعتدال نزديك و اختلاف فصول اربعه در سردى و گرمى و خشكى و ترى هوا در آن مؤثر ، و به اشتداد هوا در سردى يا گرمى مزاج از حد اعتدال خارج گردد و اعضاء مريض شود . پس پوشيدن بدن از آن لازم باشد بلكه هر فصلى را نوع خاصّى از لباس مناسب آن در كار باشد . و از اينجا دانسته شد كه به علاوه غذا و لباس ، انسان را مسكن هم لازم است تا آنكه از سرما و گرما و برف و باران و ساير امور ضارّه بدن انسان را حفظ نمايد ؛ و اين همه انسان را در كار باشد بخلاف حيوانات . زيرا كه در هريك از آنها به عوض لباس چيزى مناسب حال آنان باشد . مانند پر در مرغ ، و مو در گاو و خر و بز و مثل آن ، و پشم در ميش و مانند آن آفريده كه كافى از لباس باشد ، و زمين و آب و هوا را مسكن آنها قرار داده است . پس [ حيوانات ] در حاجت با انسان در غير غذا شركت ندارند بلكه چون امر حيوانات در لطافت و اعتدال مانند مزاج انسان نباشد در امر غذا حاجت به تدبير و تركيب و طبخ ندارند و اكتفاى به گياه خودرو و حيوانات برّى و بحرى - بدون تصرفى زايد - مىتواند كرد .