محمود بن جعفر عراقى ميثمى

31

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى )

عدد آنچه دانسته شده از استخوانها و عصبها و رگها و وترها و عضلها قريب به دو هزار بشود چنان كه بعضى گفته‌اند . و پس از اضافه رباطها و پرده‌ها و غضروف‌ها و عضوهائى كه مركب است ، و ملاحظهء منافع تأليف آنها با يكديگر ، و حكمت‌هائى كه در كيفيات تراكيب آنها مرعى گشته ، عقول بشر از احاطه به عدد آنها عاجز باشد و مقدار مقدور ، عقول از علماى تشريح ضبط كرده‌اند ؛ و چگونه با آنكه هريك از اعضاء مفرده را چون تأمل شود مركب از اعضاى كثيره باشد بعضى بزرگ و بعضى كوچكتر ، به‌طورى كه در حس نيايد ؛ و بعضى سرد و برخى گرم ، و پاره‌اى خشك و ديگرى تر ، و جمله سخت و ديگرى نرم ، برخى ساكن و بعضى متحرك ، هر يكى شكلى خاص و هيئتى مخصوص ؛ و در هر جزئى و خصوصيتى حكمتى ملحوظ . مثلا دست را طويل آفريد كه به چيزها دراز شود ، و در آن مفصل‌ها را قرار داد كه به جوانب مختلفه حركت نمايد ، و كج و راست و پيچيده تواند شد ، و سر آن را كه كف باشد پهن آفريد تا آنكه در آن چيز توان نهاد ، و مشتمل بر پنج انگشت نمود كه با آنها چيز توان برداشت . چهار آن را بر جانبى و يك آن را بر جانب ديگر آفريد كه آن يك بر چهار برگردد و در قبض و بسط كمك نمايد ؛ و كف را چنان آفريد كه قبول بسط كند و كار طبق نمايد ، و پس قبض شود و كار مغرفه از او آيد ، و جمع شود به منزله گرز گردد و دفع دشمن نمايد ، و چون پراكنده شود پس قبض آلت گرفتن و نگاهداشتن باشد . پس ناخن‌ها بر سر انگشتان قرار دارد كه به آن عقدها گشايند ؛ و همچنين پاها را در بسيارى از اين امور چون دست آفريد ؛ و در بعضى مختلف و احصاء جزئيات مصالح و حكم و دقايق و فايده‌اى كه در هريك از كليات اعضاء و اجزاء آنها به كار برده نتوان نمود . بلكه به جميع اجزاء و كيفيّات و تدبير و تركيب اجزاء ظاهره - مانند سر و گوش و چشم و گردن و شكم و دست و پا و ساير آنها - نتوان رسيد چه جاى اجزاء باطنه . و اگر جزئى از اعضاء يا اجزاء ناقص شود يا آن‌كه كيفيت تركيب و ترتيب آن تغيير يابد بعض حكم و فوايد آن دانسته گردد ؛ مثل آن‌كه انسان از بعض كارها بازماند يا آن‌كه مريض گردد چه‌بسا كه سبب هلاكت گردد . و بعلاوه [ در ] تحصيل قوت و غذا فوايد غير متناهيه ديگر از جلب و دفع مضار از هوام و سباع و اعداء و غيرها ملاحظه شده كه لا تعد و لا تحصى .