محمود بن جعفر عراقى ميثمى

21

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى )

فصل اول : در اثبات وجوب وجود معصوم عليه السّلام در اين عصر بدان‌كه طايفه اماميه و شيعه اثنى عشريه را اعتقاد اين است كه عصر تكليف از زمان آدم تا انقراض عالم ، خالى از وجود حجت و رئيسى از جانب خدا - كه معصوم باشد ، يا نبى يا امام كه تعبير از آن به وحى مىشود - نمىتواند بود . پس در هر عصر وجود نبى يا وصى بر خدا واجب باشد ، و چون در آن زمان و بعد از آن اعصار متأخره از وجود نبى خاتم صلّى اللّه عليه و آله پيغمبرى نشايد و نيايد پس وجود امامى معصوم واجب باشد . مؤلف چهار دليل را براى اين مطلب ذكر نموده است . اول ، اجماع طايفه اماميه [ است ] لكن اگرچه از ادلّهء معتبره است . چنان كه در مقام خود ثابت شده ، الا اينكه تمسّك به آن در اين مقام نشايد . اول به جهت آن‌كه منكر وجوب وجود امام اهل سنّت باشند و ايشان اجماع اماميه را بدون آنكه اتفاق ساير مسلمين بدان ضم گردد حجّت ندانند . دوّم آنكه حجّيت اجماع نزد اماميه از باب وجود معصوم باشد ، در تمسك به آن در اثبات وجوب وجود معصوم دور لازم آيد و آن باطل است . دوم ، قاعدهء لطف است كه آن از احكام عقليه ثابت نزد اماميه است ، و تقرير آن اين است كه وجود امام معصوم در هر عصرى كه نبى نباشد مانند اين اعصار لطف است و هر لطف بر خدا واجب ، پس نصب امام معصوم واجب باشد و هو المطلوب . اما اينكه وجود امام لطف است پس به جهت آن‌كه لطف نزد متكلمين چيزى باشد كه