الفيض الكاشاني

46

شوق مهدى ( فارسى )

نظر آنان كه نكردند بدين مشتى خاك * الحق انصاف توان داد كه صاحب نظرند فيض و شاعرى . فيض حكيمى نامى ، و فقيهى محدث ، و مفسرى بزرگوار است ، نه شاعر و اديب ! او مجتهد شرع و رئيس دينى مسلمانان و مرجع خاص و عام بوده است . مردم نيز با اين ديد به وى مىنگريسته‌اند . شعر را نيز با همين ديد سروده ، نه به عنوان « شعر » كه لايق طريقه او نبوده است . اشعار فيض حكمت محض است شعر نيست * كى لايق طريقه او شعر گفتن است فيض و امثال او از علما و فقها و پيشوايان دينى مردم ، شعر را از باب تفنن مىگفته‌اند ، نه به عنوان فن و هنر و نمايش و رشته تخصصى ! به عبارت ديگر اوقات پرارزش آنها صرف شعر و انديشه‌هاى شعرى نمىشده است ، بلكه قسمتى از اوقات بيكارى و استراحت آنها را سرودن شعر از باب تفريح سالم ! مىگرفته است . شيخ بهاء الدين عاملى ( شيخ بهائى ) ، حاج ملا احمد نراقى ، حاج ملا هادى سبزوارى ، حاج ميرزا حبيب خراسانى و در عصر اخير حاج شيخ محمد حسين اصفهانى استاد برخى از مراجع تقليد كنونى شيعه كه از هر كدام ديوان و مجموعه‌هاى شعرى مانده است ، همگى چنين بوده‌اند . بنابراين نبايد شعر اينان را با شعر شاعران حرفه‌اى كه كارى جز ساختن و گفتن شعر نداشته‌اند مقايسه كرد ، و روى آنها قضاوت نمود . زيرا شاعران به طور تمام وقت در اختيار شعر بوده‌اند و اينان درست به عكس ! با اين وصف ، فيض بيش از بسيارى از شعرا شعر گفته است ! مانند ديگر كارهايش كه از فهرست تأليفاتش پيداست . مثنوى سلسبيل و تسنيم ، ديوان غزليات ؛ ديوان قصائد و مراثى و قطعات ، شوق الجمال ، شوق المهدى ، شوق العشق ! و غيره . اشعار او را در ديوان و شوق المهدى ملاحظه كنيد كه بسيار باحال و روان و بىتكلف هم سروده است . فيض در شعر بيشتر تحت تأثير جلال الدين محمد بلخى در ديوان شمس ، و شمس الدين محمد حافظ شيرازى قرار داشته است . چون هر دو مانند خودش در سطح عالى علوم عقلى و شرعى قرار داشته‌اند . و قبل از اين كه شاعر باشند دانشمند و تحصيل كرده بوده‌اند . به طورى كه در ميان انبوه شاعران طراز اول پارسىگوى امثال فردوسى ، نظامى ، عطار ، سنائى ، خاقانى ، انورى ، امير معزى ، عسجدى ، عنصرى ، سعدى