الفيض الكاشاني
43
شوق مهدى ( فارسى )
« مقرى » تا از دار السلطنهء اصفهان به مشهد مقدس مراجعت نموده ، مكرر در محافل و مجالس اظهار مىكند كه در باب « ذكر جلّى » و در اثناى تكلم به كلمه طيبه ، اشعار عاشقانه خواندن و وجد نمودن و رقصيدن و حيوانى نخوردن ، و چله داشتن و غير ذلك از امورى كه متصوفه به رسم عبادت مىآورند ، از عالى جناب معلى القاب دام ظله ، مرخص و مأذون شده ، بلكه مسمّاى مذكور را در مجلس رفيع الشأن نيز گاهى امثال اينها واقع نمود . استدعا چنانست از حقيقت ماجرا شيعيان اينجا را اطلاع بخشند كه آيا آنچه صلاحيت آثار مذكور به خدام گرام ايشان اسناد مىكند ، وقوع دارد يا نه ، تا اگر خلاف واقع ، مذكور ساخته است ، دست از اين قسم حركات بكشند ؟ » . پاسخ فيض راجع به صوفيه . بسم اللّه الرحمن الرحيم . سبحانك هذا بهتان عظيم ! حاشا كه بنده تجويز كنم تعبدى را كه در قرآن و حديث اذنى در آن وارد نشده باشد ، و تعبد رسمى كه از ائمه معصومين صلوات اللّه عليهم ، خبرى در مشروعيت آن نرسيده باشد ، بلكه نص قرآن به خلاف آن نازل باشد . قال اللّه تعالى : ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً ، إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ ! يعنى : بخوانيد پروردگار خود را از روى زارى و پنهانى ، به درستى كه خداى سبحانه و تعالى دوست نمىدارد آنانى را كه از حد اعتدال بيرون مىروند . و در جاى ديگر مىفرمايد : وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ . يعنى : بخوانيد پروردگار خود را از روى زارى و ترس و پستتر از بلند گفتن ! و در حديث نيز وارد است كه حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله اصحاب را منع فرمودند از فرياد به تكبير و تهليل ، منع بليغ ، و فرمودند : ندا نكنيد كسى را كه نشنود يا دور باشد ، و ساير امور مذكوره منع از آن به خصوص وارد است ، يا اذن در آن وارد نيست . يعظكم اللّه انّ تعودوا لمثله ان كنتم مؤمنين ! و كتب محمد بن مرتضى المدعو به محسن . » روحيات فيض . فيض دانشمندى پركار و مردى گوشهگير بوده و از آميزش با خلق پرهيز داشته است . از مال وقف و مال غير گريزان بوده است . اگر چنين نبود نمىتوانست آن طور پاك و بىآلايش و سرگرم عبادت و مطالعه باشد ، و دويست جلد كتاب در رشتههاى گوناگون علمى و دينى بنويسد ، و از جمله فقط در فنون شعر پنج ديوان داشته باشد ! او در « ديوان » مىگويد : به جز كتاب انيسى دلم نمىخواهد * زهى انيس و زهى خامشى ، زهى صحت