الفيض الكاشاني

42

شوق مهدى ( فارسى )

به راه مىاندازند ! در فتنه و فساد فرو مىروند ، و بر خلاف دستور شرع بدعت‌ها مىنهند و داد و فريادشان بلند است . كسى نيست از آنها سؤال كند ، شما را كتك زده‌اند ؟ يا از كسى با خدا تظلم مىكنيد ؟ ! يا با همفكران خود حرف مىزنيد ؟ خداوند داد و فرياد بىمورد را نمىشنود ، پس كمتر فرياد كنيد ! آيا كسى را از دور صدا مىزنيد ، يا آدم خواب رفته‌اى را بيدار مىكنيد ؟ خدا كه هيچ كدام اينها نيست ؟ ! بيائيد همچون ماهيان رودخانه ، خدا را بخوانيد ، آهسته و با التماس و پنهانى نه با داد و فرياد ! چون او از شما دور نيست ، بلكه از بند گوشتان به شما نزديكتر است . برخى ديگر مدعى « علم معرفت » و مشاهده معبود ، و نزديكى با مقام محمود و ملازمت عين و شهود هستند ، ولى چيزى جز اسامى آنها نمىدانند ! با اين وصف ادعاها دارند ، و براى خود كرامت‌ها برمىشمارند . فلان عارف مدعى است كه به او وحى مىشود ، از آسمان خبر مىدهد ! مريدان نادان هم باور مىكنند ، و گاهى در برابر آنها به سجده مىافتند ، گوئى آنها را معبود خود مىدانند ، دست آنها را مىبوسند ! و خود را به پاى آنان مىاندازند . از آنها اجازه مىگيرند كه در انجام هر كارى آزاد باشند ( چون به حق و اصل شده‌اند ) و از حلال و حرامى ملاحظه نكنند ، و آنها نيز براى پيشرفت كار خود و مريدان احمق به آنها اين اجازه را مىدهند . . . » سؤالى از فيض درباره صوفيه . مؤلف روضات يك صفحه بعد ، از محدث عاليقدر سيد نعمت اللّه جزائرى شاگرد دانشمند فيض ، در كتاب « مقامات » كه شرح اسامى خداوند است ، در لفظ « شهيد » سئوال و جوابى راجع به صوفيه نقل مىكند كه مناسب است در پايان اين بحث بياوريم . سيد جزائرى مىنويسد : « از مشهد مقدس رضوى درباره آگاهى از حال صوفيه سئوالى به فارسى از استاد علامه ما بدين‌گونه نمودند : « عرضه داشت بنده كمترين : محمد مقيم مشهدى ، « 1 » به عرض مىرساند كه صلاحيت آثار مولانا محمد على صوفى مشهور به

--> ( 1 ) - وى از علماى مشهد بوده و از فيض و علامه مجلسى اجازه داشته است .