الفيض الكاشاني
131
شوق مهدى ( فارسى )
حافظ ار اين سخنان گفت براى دگرى * فيض خواندش ز براى تو و گفت آن تو باد پادشاهان جهان جمله گداى در تست « 1 » * هر كه را هر كه كند مدح همه زان تو باد [ غزل 78 ] تو را امام ز اعدا خدا نگهدارد * فرشتهات به دو دست دعا نگهدارد ز ديده خواه نهان باش و خواه « 2 » عيان * خدات در همه حال از بلا نگهدارد صبا به درگه او گر دل مرا بينى * ز روى لطف به گويش كه جا نگهدارد ز درد دوست نگويم حديث جز با دوست * كه آشنا سخن آشنا نگهدارد سر و زر و دل و جانم فداى مهدى باد * كه حقِّ خدمت اهل وفا نگهدارد غبار راه گذارش نشان دهيد كه فيض * به يادگار نسيم صبا نگهدارد خرد ز فتنه آخر زمان حذر فرمود * ز دست بنده چه خيزد خدا نگهدارد [ غزل 79 ] وقت آشوب جهان شد العياذ * فتنه آخر زمان شد العياذ مىرسد دجّال اعور الحذر * نوبت دجّاليان شد العياذ ممتلى شد عالم از ظلم و ستم * راز سفيانى عيان شد العياذ قتل نفس محترم خواهد شدن * اين سخن در نص بيان شد العياذ از پى هم فتنهها خواهد رسيد * نك زمان امتحان شد العياذ فيض را يا رب نگهدار از فتن * ورنه كارش در زيان شد العياذ [ غزل 80 ] بلينا بالفتن فى ليلة الهجر * ظلام فيه حتّى يطلع الفجر امامى انت بدّلها الى القدر * لتسلم فيه حتى مطلع الفجر برآى اى صبح روشندل خدا را * كه بس تاريك مىبينم شب هَجر سرآمد عمر من بىحضرت تو * فغان از اين تطاول آه از اين زَجر
--> ( 1 ) - نسخه ن : تو . ( 2 ) - نسخه ن : باش عيان .