الفيض الكاشاني
12
شوق مهدى ( فارسى )
مىگفت تا به مقتضاى اين كه نقل كفر كفر نيست ، از اين تهمت نجات يا بى . « 1 » . خواجه نيز موضوع را بدينگونه تصحيح كرد و از خطر نجات يافت : اين حديثم چه خوش آمد كه سحرگه مىگفت * بر در ميكدهاى با دف و نى ترسائى گر مسلمانى از اينست كه حافظ دارد * واى اگر از پس امروز بود فردائى اين داستان نيز حافظ شيراز را به عنوان دانشمندى در ميان اهل علم شيراز و آشناى به مبانى علمى و دينى به ما معرفى مىكند . نه چنان كه اكثر مردم تصور مىكنند وى رند خراباتى و زاهد طاماتى و دور از حريم دين و ايمان و آداب و اخلاق اسلامى بوده است . ز شعر دلكش حافظ كسى بود آگاه * كه لطف طبع و سخن گفتن درى داند تهران : على دوانى پنجم اسفند 1355
--> ( 1 ) - مولانا زين الدين ابو بكر تايبادى كه امروز مرقدش در تايباد خراسان زيارتگاه است از بزرگان علما و عرفانى عامه بوده است . اين رباعى نغز از اوست : گر منظر افلاك شود منزل تو * وز كوثر اگر سرشته باشد گل تو گر مهر على نباشد اندر دل تو * مسكين تو و سعيهاى بىحاصل تو