مصطفى محقق داماد
73
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
ب - سنّت به روايات زير براى حجيت اصل برائت استناد شده است : - حديث رفع : « عن رسول الله ( ص ) قال : رفع عن امّتى تسعة : الخطاء و النسيان و ما استكرهوا عليه و ما لا يطيقون و ما لا يعلمون و ما اضطروا عليه . . . » « 1 » ؛ يعنى رسول خدا فرمودند : « از امّت من نه چيز برداشته شده : اشتباه ، فراموشى ، امورى كه مورد اكراهشان باشد ، امورى كه طاقت آن را ندارند ، امورى كه بدان علم ندارند و امورى كه مورد اضطرارشان باشد و . . . » اين حديث در اصطلاح فقها به « حديث رفع » مشهور است و مورد استناد در قاعدهء برائت فقرهء « ما لا يعلمون » مىباشد كه عبارت است از امورى كه انسانها بدان آگاهى ندارند ، كه مراد همان احكام تكليفى مجهول است ، بنابراين مفاد حديث چنين است كه همهء احكامى كه براى افراد امّت اسلامى مجهول است ، ثابت نخواهد بود . نتيجه آنكه حكم ظاهرى و فعلى براى شخص جاهل به حكم واقعى برائت است . عمدهترين محورهاى بحث در اين حديث كه از مهمترين دليلهاى نقلى قاعدهء برائت است ، دو موضوع مهمّ مىباشد كه مورد مناقشه علماى اصول قرار گرفته است : موضوع نخست اينكه : متعلق « رفع » يعنى مرفوع در اين حديث چيست ؟ زيرا واضح است كه در اين حديث خود اين امور نهگانه نمىتواند مراد شارع باشد ؛ براى اينكه تكوينا حالتهاى اشتباه و فراموشى و ناآگاهى و . . . بر انسانهاى ساهى ، ناسى و جاهل ، عارض بوده و قابل برداشتن نيست ؛ بنابراين بايد مرفوع در اين حديث چيز ديگرى باشد كه تشريعا رفع شده نه تكوينا . لذا مرحوم شيخ انصارى احتمالهايى را در مورد شىء مرفوع بيان مىنمايد ؛ نظير اينكه كلمهء « مؤاخذه » را در تقدير بگيريم به اين معنا كه خداوند افرادى را كه مرتكب اينگونه امور
--> ( 1 ) - شيخ كلينى ، اصول كافى ، ج 2 ، كتاب الايمان و الكفر ، باب ما رفع عن الامّة ، حديث 1 و 2 .