مصطفى محقق داماد

72

مباحثى از اصول فقه ( فارسى )

برائت نمىماند . - آيه شريفه هلاك : « لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ » « 1 » ؛ خداوند با حجّت و دليل به هلاكت مىافكند و با حجّت و دليل زنده مىگرداند . صاحب فصول در توضيح استدلال به اين آيهء شريفه براى اثبات برائت مىگويد : « مقتضاى اختصاص يافتن هلاك و حيات به وجود دليل و مدرك ، اين است كه هلاكت در صورت فقدان دليل و حجّت منتفى مىگردد و اين مفاد اصل برائت است . » شيخ انصارى استدلال به اين آيه شريفه را نپذيرفته ، بيان اشكال آن را به بداهت و ظهور واگذار مىكند « 2 » . برخى از متأخران از علماى اصول ، اشكال واضح شيخ انصارى را چنين بيان مىكنند كه چون كلمه « هلاكت » در آيه شريفه ، نقطه مقابل « حيات » قرار گرفته است ، لذا به‌معناى « عذاب اخروى » نيست تا بتوان گفت خداوند با عدم بيّنهء شرعى كسى را عذاب نمىكند ، پس جاهل به حكم شرعى چون بيّنه ندارد ، برائت از تكليف در موردش اجرا شود ؛ بلكه اين هلاكت به معناى « موت » مىباشد چون در مقابلش « حيات » قرار دارد ، بنابراين ديگر جايى براى استدلال به آيه شريفه باقى نمىماند . « 3 » اين‌ها تعدادى از آيات مورد استدلال براى اثبات اصل برائت بود . در مجموع مىتوان گفت هيچ‌كدام از اين آيات دلالت صريح و بدون اشكال بر اصل برائت ندارد .

--> ( 1 ) - سوره أنفال ، آيه 42 . ( 2 ) - شيخ انصارى ، فرائد الاصول ، مبحث برائت ، ص 194 . ( 3 ) - ر ك : خويى ، سيد ابو القاسم ، مصباح الاصول ، ج 3 ص 407 به بعد .