مصطفى محقق داماد
71
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
باشد . خداوند پس از سختى ، آسانى قرار مىدهد . توضيح استدلال اينكه طبق بيان صريح آيه شريفه ، خداوند تنها تكليفى را منجّز مىداند كه آن را بيان كرده و براى مكلّف آورده باشد . بنابراين تكليف مجهول كه مكلّف نسبت به آن آگاهى ندارد هيچگاه منجّز نخواهد بود ، در اين صورت اصل برائت اجرا مىشود . اما ناگفته نماند كه كلمه « ما » موصوله در آيهء شريفه مىتواند يكى از معانى سهگانه زير را داشته باشد : 1 - « ما » به معناى « مال » ؛ يعنى خداوند بهقدر توان مالى انسانها آنها را نسبت به انفاق اموال ، تكليف مىنمايد ؛ زيرا سياق آيات قبل از اين آيه در مورد انفاق اموال بهقدر وسع انسان است ، پس طبق اين معنا ديگر آيه شريفه ربطى به اصل برائت ندارد . 2 - « ما » به معناى « فعل » ؛ زيرا متعلّق تكليف قرار گرفته است . يعنى خداوند به قدر توان كارى انسانها آنها را مكلّف به تكاليف الهى مىگرداند . پس در اين صورت مفاد آيه شريفهء ، مربوط به قدرت انسانها در انجام تكاليف است و ارتباطى با اصل برائت ندارد . 3 - « ما » به معناى « تكليف » كه اين همان مفاد و معناى مورد نظر استدلالكننده مىباشد ؛ يعنى خداوند تكليفى را كه به آگاهى انسان نرسانده برعهده وى نمىگذارد ، لذا جاهل به حكم وظيفه تمسّك به اصل برائت مىكند . به نظر مرحوم شيخ انصارى معناى دوم « ما » موصوله در اين آيهء شريفه ظهور بيشترى دارد ؛ زيرا « فعل » و كار به معناى عام ، شامل انفاق اموال نيز مىشود و عنوان « ما آتاها » رساننده اين عموم است . « 1 » در هر حال سياق آيهء شريفه به شكلى است كه نمىتوان « ما » موصوله را به معناى « تكليف » دانست ؛ بنابراين جايى براى استدلال به اين آيه براى اثبات اصل
--> ( 1 ) شيخ انصارى ، فرائد الاصول ، مبحث برائت ص 193 .