مصطفى محقق داماد
48
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
پاسخ دادهاند كه از تفصيل آن در مىگذريم . ج - اجماع دليل سوّمى كه براى استصحاب اقامه شده اجماع است . جمعى از عالمان اصول ادّعا كردهاند كه همه فقها استصحاب را حجت دانستهاند . صاحب مبادى در اين مورد چنين گفته است : « الاستصحاب حجة باجماع الفقهاء على انّه متى حصل حكم ثم وقع شك فى أنّه طرأ ما يزيله أم لا . . . « 1 » » . مرحوم محقق خراسانى سه اشكال به ادعاى اجماع وارد كرده است : اولا اگر حتّى بين فقها در اين زمينه بهطور كلى اتفاق نظر وجود داشته ، بهتر بود به اين شكل تقرير مىشد كه اجماع مدّعا محتمل المدرك است كه آن هم فاقد ملاك اعتبار مىباشد از سوى ديگر كيفيت اين اجماع چگونه ؟ است آيا به دليل عقل اين اتّفاق به وجود آمده يا به دليل اخبار ؟ ثانيا نفس اتّفاق نظر هم مورد ترديد است ؛ زيرا عدّه زيادى از فقها - مانند اشخاصى كه قبلا نام برده شدند ( چون صاحب معالم ) - اصولا حجيّت استصحاب را نفى كردهاند . ثالثا اگر هم به طور كلّى توافق نظرى در اين زمينه موجود باشد در جزئيات اختلاف است و هركدام نوع خاصّى از استصحاب را با جهات توجيهى متفاوتى پذيرفتهاند . نتيجه اينكه با اين همه تشتت آرا و عقايد پذيرفتن مطلق ادعاى اجماع صحيح نيست .
--> ( 1 ) - آخوند خراسانى ، كفاية الاصول . ص 388 .