مصطفى محقق داماد

47

مباحثى از اصول فقه ( فارسى )

مطلب به همين قرار است ؛ مثلا مىگويند پرنده‌اى كه بعد از گردآورى دانه به آشيانه خود بازمىگردد و يا حيواناتى كه به حكم غريزه به آبشخور خود مراجعه مىكنند ، در اين سرشت با انسانها اشتراك دارند . نقد اين نظريه قسمت اخير استدلال فاقد استحكام علمى است ؛ زيرا حيوانات به علّت فقدان شعور و درك ، به مفهومى كه نزد انسان شناخته شده است ، اصولا دچار ترديد نمىشوند . نمونه‌هايى كه در اين زمينه مىآورند حركاتى خودبه‌خودى و از روى عادت و تطبيق با شرايط محيطى است كه از مقوله بحث خارج مىباشد . استشهاد به اين حركات فاقد تعقّل حيوانات و استفاده از آن براى اثبات اعتبار حالت سابق پسنديده نيست . هرچند مرحوم آخوند در كفاية الاصول و نايينى به همين مطلب اشاره دارند و پاره‌اى از فقهاى معاصر نيز به پيروى از آنان متعرض اين نكته شده‌اند . ولى اين‌گونه استدلال به هيچ وجه قابل قبول نيست . در تمسك به بناى عقلا گفته شده است كه عقلا به حالت سابق تمسك مىكنند شارع هم كه يكى از عقلا بلكه رئيس عقلا است ، در اين مورد منعى نكرده است . به اين ترتيب مىتوان گفت اين رويّه و سيره عقلا عملا به امضا شارع رسيده و از اين جهت حجيّت دارد . در برابر اين استدلال مىتوان پرسيد : موافقت شارع از كجا احراز مىشود ؟ در شرع نصّى مبنى بر تأكيد و امضا وجود ندارد . در كتاب و سنّت متابعت از ظنّ و گمان به‌طور صريح منع شده است و به قول اصوليّين آيات بازدارنده از متابعت ظنّ و گمان كه در قرآن مجيد آمده است مىتواند عمل به حالت سابق مظنون را نفى نمايد . اين ايرادها را مرحوم آخوند خراسانى وارد كرده است . « 1 » ناگفته نماند كه علماى متأخر به ايرادهاى ايشان

--> ( 1 ) - آخوند خراسانى ، كفاية الاصول ، ص 387 .