مصطفى محقق داماد

44

مباحثى از اصول فقه ( فارسى )

استمرار حالت سابق است . اين دفاع فاضل تونى نيز نظريّه مزبور را از انتقاد مصون نداشت ؛ زيرا در مقابل استدلال فاضل تونى گفته شده است : بقاى بيشتر موجودات هميشگى نيست و هر دسته‌اى از آنان براى مدّتى استعداد باقى ماندن دارند . براى اين مدّت هم ضابطه معيّنى وجود ندارد تا برطبق آن ظنّ بر بقا پذيرفته شود . بنابراين چگونه مىتوان بر مبناى غلبه ادعا كرد كه در مقام ترديد در بقاى هر امرى ، هر اندازه كه زمان ايجادش گذشته باشد ، اصل بقاى آن است ؟ محقّق قمى در كتاب قوانين از اقوال عالمان اصول و جمع‌بندى نظرات آنان به اين نتيجه مىرسد كه موجودات از نظر استعداد باقى ماندن در يك رديف نيستند و ليكن اعتراف مىكند كه يقين گذشته به تنهايى نمىتواند چنين ظنّى را به وجود آورد . وى غلبه‌اى را كه پايه ظنّ بر بقا شده است در دو مرحله جداگانه تحليل مىكند . « 1 » مرحله اوّل : از مشاهده و بررسى امور خارجى برمىآيد كه بيشتر آنها بر حسب استعداد و مرتبه خود باقى مىمانند و به زودى از بين نمىروند . چون اين امر بر ما معلوم است پس در جايى كه وضع برايمان روشن نباشد به اجمال مىتوانيم استمرار آن را به دليل حكم غالب موجودات بپذيريم ؛ يعنى در هر مورد مشكوكى ظنّ در بقا به‌طور اجمال وجود دارد ليكن ميزان آن معين نيست . مرحله دوّم : آن دسته از موجودات كه استعداد خارجى براى بقا دارند ، غالب آنها باقى مىمانند و حكم اين غلبه بر تمام افراد آنها بار مىشود . مثلا انسان تا مدتى استعداد زنده ماندن دارد و اين حكم غالب ، حيات همه افراد انسانها را تا آن سن مظنون مىسازد ؛ يا مثلا احكام شرع به طور معمول استمرار دارد و محدود به زمان خاصى نيست و همين غلبه ، ظنّ به بقا را در موارد ترديد به وجود

--> ( 1 ) - ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد ، قوانين الاصول ، ج 2 ، ص 57 .