مصطفى محقق داماد

232

مباحثى از اصول فقه ( فارسى )

چيزى است كه در خارج وجود دارد ؛ يعنى آنچه موجود است معقود عليه نيست و آنچه معقود عليه بوده موجود نيست « 1 » . مثلا چنانچه فروشنده‌اى اتومبيل موجود در پاركينگ منزل خود را با توصيف آنكه آبى رنگ است فروخته و مشترى هم با همين وصف خريده ، اينك كه كشف خلاف شده است و مقصر در عقد غير از آنچه وجود دارد بوده ، بايد باطل باشد ( مقاصد لم يقع و ما وقع لم يقصد - . شيخ انصارى « 2 » اين استدلال را رد مىكند و مىگويد : اوصاف دو دسته‌اند ، يك دسته اوصاف معرّف ماهيت اصلى مبيع مىباشند و در فرض تخلف موجب مغايرت موصوف با موجود مىگردند مثل آنكه بگويد اتومبيل از نوع بنز است اما بعدا معلوم شود كه پيكان بوده است ، دسته ديگر اوصافى هستند كه مبين ماهيت مبيع نمىباشند و تخلف در آنها عرفا موجب مغايرت نمىگردد ، بلكه عرف مىپذيرد كه اين همان است ولى مىگويد مبيع اوصاف ذكر شده را ندارد ؛ مثل همان تخلف از رنگ توصيف شده . سخن در مورد اوصاف قسم دوم است و نه قسم اول . شيخ انصارى نظريه مشهور را كاملا موجه مىداند و سعى مىكند كه ميان نظرات سه فقيه نامبرده و مشهور موافقت برقرار كند ؛ لذا مىگويد شايد منظور آنان از « مردود » نه بطلان بلكه قابل رد بودن يعنى حق خيار بوده است . محقق عاملى در رد نظريه بطلان استدلال ديگرى آورده ، مىگويد ؛ اولا توصيف در عين معين با توصيف در كلى تفاوت دارد و ثانيا اوصاف ذاتى و اوصاف عرفى نيز متفاوتند . به عقيده ايشان اگر اوصاف عين كلى را توصيف و بيان كنند ، در صورت تخلف به‌هرحال موجب تغاير است ، هرچند كه معرّف و

--> ( 1 ) - محقق اردبيلى ، مجمع الفائدة و البرهان ، ج 8 ، ص 183 . ( 2 ) - شيخ انصارى ، مكاسب ، خيار رؤيت ، ص 250