مصطفى محقق داماد
128
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
الف - تخصّص تخصّص عبارت است از خروج موردى از دايره موضوع دليل به نحو حقيقى و تكوينى ؛ مانند خروج جاهل از حكم وجوب احترام دانشمندان كه به نحو حقيقى ، خودبهخود بيرون است . ب - ورود ورود عبارت است از خروج حقيقى چيزى از موضوع دليلى به واسطه تعبّد به دليل ديگر به عبارت ديگر يكى از دو دليل ، حقيقتا به علت تعبد موضوع دليل ديگر را رفع كند ، مانند ورود ادله امارات بر اصول عقلى ( برائت ، احتياط و تخيير ) كه تعبد به ادلّه امارات ، حقيقتا موجب خروج شبهه از موضوع اصول عقلى مىشود و موضوعى براى آن باقى نمىماند . توضيح اينكه موضوع برائت عقلى ، احتياط عقلى و تخيير عقلى به ترتيب عبارتند از عدم بيان ، عدم مؤمّن از عقاب و حيرت مكلّف از دوران بين محذورين ، كه با قيام اماره و تعبد به آن مرتفع مىشود ؛ زيرا با پديد آمدن بيان و مؤمّن و مرجع ديگر عدم بيان و عدم مؤمن و نيز حيرت مرتفع مىگردد . پس با تعبّد به اماره ، موضوعى براى حكم عقل به برائت ، براساس ملاك قبح عقاب بلا بيان و حكم عقل به احتياط به خاطر احتمال ضرر و حكم عقل به تخيير به خاطر تحيّر ، در عمل باقى نمىماند . ضمنا آشكار شد كه اين نتيجهء ورود همان تخصّص است و نيز معلوم شد كه ورود و تخصّص ، داراى وجوه اشتراك و افتراق مىباشند . وجه اشتراك اينكه در هر دو ، خروج موضوعى است حقيقتا و وجدانا و از اين نظر با يكديگر تفاوتى ندارند و وجه افتراق آن است كه در تخصّص خروج موضوعى ، ذاتى ، تكوينى و بدون عنايت به تعبد است . اما خروج موضوعى ورود ذاتى و تكوينى نيست بلكه با عنايت به تعبد مىباشد كه منشا خروج ، تعبّد است .