مصطفى محقق داماد
124
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
ثانيا عنوان خاتمه به هيچ وجه نمىتواند بيانگر جدايى باشد زيرا به گفته حاج سيد محمّد كاظم طباطبايى يزدى خاتمه همواره بايد از جنس مختوم باشد و جدايى معنا ندارد ؛ ( لأنّ الخاتمه لا بدّ أن تكون من جنس المختوم ) « 1 » . بنا به مراتب فوق به نظر مىرسد اين موضوع تنها نشانگر تفاوت سليقه مؤلفين در طرح و باببندى كتاب است . بعضى از مؤلفين طرح تأليف خود را به سه بخش كلى تقسيم مىكردهاند : مبادى ، مقاصد و خاتمه ؛ بعضى ديگر طرح اثر خويش را به فصول ، يا مقاصد و يا ابواب و مباحث تقسيم مىنمودهاند . در مقايسه دو عنوان « تعادل و تراجيح » و « تعارض ادلّه » مىتوان گفت كه از جهاتى عنوان دوم بر عنوان نخست ترجيح دارد ؛ زيرا عنوان نخست از عوارض و احكام عنوان دوم است ؛ يعنى ابتدا بايد تعارض صورت گيرد تا پس از سنجش و ارزيابى به تعادل و يا تراجيح ميان آنان داورى نمود . افزون آنكه عنوان تعارض در روايات وارده از اهل بيت آمده است ( الخبران المتعارضان ) « 2 » . واژه تعارض واژه تعارض از « عرض » مشتق است كه هم به معناى اظهار و ابراز مىباشد و هم به معناى پهنا در مقابل طول ( درازا ) . هر دو معنا در محل بحث متناسب است زيرا هريك از دو دليل در مقابل هم ظاهر مىشوند و ابراز وجود مىكنند ، همانطور كه ممكن است بگوييم عرض اندام مىكنند و خود را در مقابل ديگرى از نظر حجيت هم عرض و اندازه مىدانند .
--> ( 1 ) - طباطبايى يزدى ، حاج سيّد محمّد كاظم رسالة فى التعارض ، ص 4 . ( 2 ) - احسائى ، محمد بن على بن ابراهيم ، عوالى اللئالى ، ج 4 ص 133 .