مصطفى محقق داماد

123

مباحثى از اصول فقه ( فارسى )

« التعادل و التراجيح » اختصاص داده است . شيخ محمد حسين بن عبد الرحيم در كتاب « الفصول فى علم الاصول » هم از پيشينيان خود پيروى كرده و خاتمه كتاب را به همين مبحث اختصاص داده ولى عنوان تعارض ادلّه را براى آن ترجيح داده است . شيخ مرتضى انصارى در كتاب فرائد الاصول از صاحب معالم پيروى كرده و اين بحث را به عنوان « خاتمة فى التعادل و التراجيح » ذكر كرده است . آخوند ملّا محمد كاظم خراسانى در كتاب كفاية الاصول اوّلا اين بحث را از سلسله مباحث اصولى جدا ننموده و عنوان خاتمه به آن نداده بلكه آن را مقصد هشتم كتاب خود قرار داده و چنين عنوان نموده است : « المقصد الثامن فى تعارض الأدلّة و الامارات » . همان‌طور كه ملاحظه شده علماى اصول در طرح عنوان اختلاف سليقه داشته‌اند ، بعضى اين مبحث را در شمار ساير مباحث قرار داده‌اند كه از قدما علّامه حلّى در تهذيب الوصول ( المقصد الحادى عشر ) و از متأخرين محقق خراسانى در كفاية الاصول ( المقصد الثامن ) چنين كرده‌اند ، در حالى كه بعضى آن را تحت عنوان خاتمه مطرح كرده‌اند كه از قدما صاحب معالم و از متأخرين محقق قمى ، صاحب فصول و شيخ انصارى اين‌گونه عمل كرده‌اند . ممكن است در توجيه عمل گروه دوّم از عالمان اصول گفته شود كه مبحث تعارض ادلّه از مباحث اصولى محسوب نمىشود و لذا ترجيح داده‌اند كه آن را از مباحث اصولى جدا نموده با عنوان خاتمه بياورند . ولى اين توجيه منطقى به نظر نمىرسد ؛ زيرا اولا در تعريف مسئله اصولى گفته شده كه هرچه در استدلال براى استنباط احكام فقهى ، كبراى قياس قرار گيرد مسئله اصولى است ، بىگمان نتيجه بحث تعارض ادلّه كبراى قياس در استنباط احكام واقع مىشود