مصطفى محقق داماد
84
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
موانع و مبطلات آنها را بيان مىنمايد . ج ) احاديث و رواياتى كه حاوى احكامى هستند كه كتاب خدا در مورد آن احكام ساكت است و به هيچ وجه متعرّض آنها نگرديده است . اينك براى نمونه به چند مورد آن اشاره مىشود : 1 - هرگاه وارث مورث خويش را به قتل برساند ، از ميراث محروم است ، اين حكم در قرآن مجيد بيان نگرديده و فقها به موجب سنّت فتوا دادهاند . 2 - جمع بين نكاح عمّه با دختر برادر او و يا خاله با دختر خواهرش حرام و باطل است و مستند اين فتوا روايات و سنن واصله مىباشد . 3 - حرمت پوشيدن لباس ابريشم براى مردان كه در قرآن مطرح نگرديده و سنّت بيانگر اين حكم است . 4 - اخذ به شفعه در قرآن مطرح نگرديده و سنّت برآن حاكم است . بسيار از واجبات و محرّمات اسلامى همانند موارد فوق مستقيما از طريق سنّت و اصل شده و قرآن مجيد متعرض آن احكام نشده كه بعضى دانشمندان آنها را جمعآورى نمودهاند « 1 » . تقييد و تخصيص كتاب به سنّت - با توجّه به آنچه گذشت مبنى بر اينكه در موارد بسيارى سنّت شارح و بيانگر كتاب است ، لذا چهبسا سنّت ، عمومى از كتاب خدا را تخصيص زند و يا اطلاقى
--> ( 1 ) رجوع شود به كتاب « السّنة فى الشريعة الإماميّة » نوشته آقاى سيّد محمد تقى حكيم .