مصطفى محقق داماد

68

مباحثى از اصول فقه ( فارسى )

همان جزء دوم اتخاذ مىگردد ؛ نه جزء اوّل . براى روشن شدن مطلب به اين مثال توجّه كنيد : هرگاه شخصى به ديگرى چنين بگويد : « اگر من با قلم سرخ براى تو نامه نوشتم ، حتما بايستى به مضمون آن عمل نمائى . » مفهوم اين قضيّه چنين نيست كه اگر نامه ننوشتم ، لازم نيست عمل نمائى . زيرا در صورت عدم مكاتبه عقلا محلّى براى عمل نمودن وجود ندارد كه چنين مفهومى استنباط گردد ، بلكه مفهوم مخالف آن اين است كه : « اگر با قلم غير سرخ مكاتبه كردم ، اقدام لازم نيست » علاوه اينكه آيه شريفه حاكى از رويّه جارى در ميان مردم است ، يعنى همان پذيرفتن اخبار از هركس كه و اصل شود ؛ بدون تفحّص و تحقيق در مورد راوى و غير آن ، و آيه مورد نظر با فرض وجود چنين رويّه جاريه و سنت معموله ، تنها يك صورت را ردع و نهى نموده ، و آن پذيرفتن خبر شخص فاسق است بدون تفحّص و تحقيق ، كه بىترديد لازمه آن اذن در قبول و پذيرفتن ساير موارد ، يعنى اخبار و روايات اشخاص عادل و موثّق خواهد بود . - اصوليّين طرفدار حجيّت خبر واحد علاوه بر آيه فوق به آيه 123 سوره توبه نيز استناد مىكنند . آيه اينست : « فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » . ترجمه : « چرا از هر قومى گروهى اعزام نمىشوند بمركز ( مدينه نزد رسول الله يا نزديكانش ) كه تفقّه در دين نمايند و مسائل دينىشان را ياد بگيرند و برگردند به قبيله خودشان و ملاقات كنند افراد را ، و آيات و احكام خدا را براى آنها بگويند و تشريح كنند تا آنكه آگاه گردند و عالم شوند و از تخلفات بپرهيزند » .