مصطفى محقق داماد
69
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
علما مىگويند چون خدا فرموده است از هر قومى عدّهاى بيايند و در بازگشت آموختههاى خود را به مردم ابلاغ كنند ، بديهى است كه در بازگشت فردا فرد با مردم برخورد مىكنند ، و نمايندگان اعزامى به مركز ، به هيئت گروهى دانش خود را تبليغ نمىكنند ، به اين ترتيب خداوند بر خبر آحاد اين اشخاص اعتبار قائل شده است . بنابراين استنتاج مىشود كه خبر واحد داراى اعتبار و حجيّت است . حجيّت خبر واحد از ديدگاه سنّت - مىدانيم كه براى اثبات حجيّت خبر واحد ، به خبر واحد نمىتوانيم استناد كنيم ؛ پس بايد ديد چه مقدار خبر و حديث براى اين كار كفايت مىكند . اصوليّين در اين خصوص مىگويند : « آن مقدار كه تواتر اجمالى به حساب آيد كفايت مىكند « 1 » » ، يعنى از ميان روايات گوناگون با مضامين مختلف بايد حجيّت خبر واحد را استنتاج كرد كه براى روشن شدن بيشتر موضوع لازم است به چند دسته روايات و اخبار اشاره شود : - در يك دسته از روايات ، ائمّه ( ع ) افرادى را به عنوان ثقه به ما معرفى كردهاند . مثلا شخصى بنام عبد العزيز بن مهدى خدمت امام صادق ( ع ) آمده و مىپرسد : يا حضرت هميشه بشما دسترسى نيست در برخورد با مشكلات شرعى چگونه حل مشكل كنيم ؟ آيا يونس بن عبد الرحمن مورد تأييد است و مىتوانيم در اينگونه امور به او مراجعه كنيم ؟ حضرت پاسخ مىدهد : « بلى مورد اعتماد است » . - دسته دوم از روايات حاكى است كه فرمودهاند براى حل
--> ( 1 ) فرائد الاصول ( محشّى ) شيخ مرتضى انصارى مبحث حجيّت خبر واحد ص 87 ؛ كفاية الاصول محقق خراسانى ج 2 ص 97 .