مصطفى محقق داماد
129
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
معنى كه در هر مورد كه عقل به خوبى يا زشتى عملى رسيد ضرورتا شارع نيز در آن مورد ، مطابق آنچه كه عقل درك كرده است ، حكم مىنمايد ؟ يا آنكه خير چنين ملازمهاى برقرار نمىباشد ؟ و چهبسا عقل به خوبى و يا بدى عملى آگاه گردد ولى نتوان به وجود حكم شارع جزم پيدا كرد ! در اين مسئله ، كه در اصول فقه به مسئله ملازمه معروف است ، ميان علماى اصول اختلاف نظر وجود دارد . بسيارى از علماى اصوليّون مانند صاحب كتاب فصول ، همانند بعضى از اخباريين ، ملازمه بين احكام عقل و احكام شرع را انكار نمودهاند . اكثر قريب به اتّفاق علماى اصول با تثبيت مواضع سهگانه فوق يعنى وجود ارزشهاى واقعى براى اعمال ؛ امكان دستيابى عقل به آن ارزشها ؛ و وجود ملازمه بين مدركات عقليّه و حكم شرع مقدس ، به حكم شارع قطع و جزم حاصل نموده و چنين قطعى را نيز حجّت مىدانند . ولى گروه اخباريّين حتّى برفرض قبول مراحل سهگانه با استناد به رواياتى از قبيل : « انّ دين اللّه لا يصاب بالعقول - همانا دين خدا با عقل قابل دستيابى نيست » ، حجيت قطع فوق را خدشه نموده و مىگويند اينگونه قطع و جزمها ، با روايات مزبور ، از سوى شارع تخطئه شده است . البته به اين سخن در جاى خود پاسخ كافى داده شده كه حجيّت از قطع ، قابل سلب نيست كما اينكه براى آن قابل جعل نيست ، و سلب حجيت از قطع همانند نفى روشنى از نور است و عقلا محال مىباشد . و امّا آنچه را كه به عنوان معناى حديث پنداشتهاند صحيح نيست ، زيرا با توّجه به شان صدور و در نظر گرفتن مقطع زمانى