مصطفى محقق داماد
130
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
اين قبيل از روايات ، به خوبى روشن است كه ائمّه عليهم السّلام در مقام ردّ اجتهادهاى بىاصل و پايه و برداشتهاى بدون مدرك و رويّه مبتنى بر استنباطات شخصى بر اساس مقايسههاى غير منطقى ، مبادرت به چنين ارشاداتى نمودهاند . اين تحليل و دستهبندى كاملا مواضع مختلف بحث و جنبههاى گوناگون نزاعهاى موجود در اين مقوله را روشن مىسازد . امّا آنچه به نظر مىرسد اين است كه محور اصلى در اين ابعاد مختلف همان مسئله نخستين است ، و اگر آن محور به نحو بايستهاى نقد و بررسى شود ، محورهاى ديگر خودبخود روشن خواهد شد . زيرا پس از قبول وجود ارزشهاى واقعى براى افعال ، انكار امكان ادراك و دستيابى عقل و يا انكار ملازمه بين يافتههاى عقل و حكم شارع ، چندان منطقى به نظر نمىرسد . و اين ادّعا ، پس از تحليل و بررسى همهجانبه در مورد نقطهنظر نخستين و تثبيت مواضع فقهاى اماميّه در مقابل حكما و متكلّمين اشاعره و توضيح معناى حسن و قبح عقلى و ذاتى ، مدلل خواهد شد . نزاع اشاعره و عدليّه در مورد ارزشهاى ذاتى افعال - همانطور كه اشاره كرديم ، اشاعره منكر آنند كه افعال منهاى بيان شارع ، خوب يا بد باشند ؛ بلكه مىگويند : خوب آن است كه شارع آن را يك عمل پسنديده بداند و به انجام آن دستور دهد ، و بد آن است كه شارع آن را ناپسند بداند و از آن نهى نمايد . اين عقيده بدان معنا است كه تمام افعال و اعمالى را كه هماكنون در شريعت مقدّسه به عنوان خوب تلقى شده است اگر چنانچه به عكس مىشد و شارع از آن نهى