مصطفى محقق داماد

128

مباحثى از اصول فقه ( فارسى )

ب ) پس از گذشتن از مرحلهء نخست ، كه ارزش‌هاى ذاتى براى اعمال قائل شده و اذعان نموديم كه افعال فى نفسه متّصف به خوبى و بدى مىشوند ، حال اين بحث مطرح مىگردد كه آيا عقل مىتواند وجوه حسن و قبح افعال را بدون استعانت شرع ادراك نمايد ؟ و مكلّف پس از حصول چنين ادراكى ، بدون گوشزد شارع ، موظف به عمل طبق مدركات و تعليمات عقلى خويش است ؟ يا آنكه خير ، برفرض قبول ارزشهاى استقلالى براى افعال ، باز هم عقل مستقلا قادر به درك خوبيها و بديها بدون راهنمائى و ارشاد شارع نيست ؛ به نحوى كه منهاى مساعدت شارع بتواند به مدركات عقلى خويش عمل نمايد ! اين مسئله يكى از نقاط اختلاف ميان اصوليّين و گروهى از اخباريين است كه اخباريّين نظريّه دوّم را پيروى نموده‌اند . ولى همان‌طور كه ملاحظه مىكنيد ، اگر مسئله قبلى يعنى ارزش‌هاى استقلالى و ذاتى افعال درست تبيين گردد و تجزيه و تحليل شود ، شايد بتوان گفت كه چندان محلى براى بحث در موضوع دوم كه درك و رسيدن عقل به آن ارزشهاست ، باقى نخواهد ماند . ما در مباحث آتى اين موضوع را تفصيلا روشن خواهيم كرد . ج ) پس از قبول آنكه افعال داراى ارزشهاى ذاتى بوده و متّصف به خوب و بد مىگردند ، و پذيرفتن اينكه عقل توان رسيدن و درك چنين ارزشهايى را دارد ، حال اين سخن مطرح است كه آيا عقل پس از درك خوبى و يا بدى اعمال ، مىتواند حكم كند به آنكه بين مدركات عقلى و بين حكم شارع ملازمه برقرار است ، به اين