مصطفى محقق داماد
110
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
شيعه به عنوان عقل شهرت دارد ؛ ابو زهره از دانشمندان و استادان معاصر حقوق در كتابش بنام الامام الصادق در صفحهء 482 مىنويسد : « برادران اماميه براى عقل منزلتى بزرگ قائلند . » ب ) نظرگاه اهل سنّت در مورد عقل - علماى عامه بطور كلّى عقل را به عنوان منبع مستقلّ قبول ندارند و آن را تحت عناوين استحسان و مصالح مرسله و قياس مورد بحث قرار مىدهند . در كلمات معدود افرادى از علماى عامّه ديده مىشود كه دليل عقل را همانند شيعه به عنوان چهارمين اصل به شمار آوردهاند ولى در مقام بيان و تعريف معلوم مىگردد كه منظورشان از عقل نه يك اصل مستقل است ، آنگونه كه اماميه ملحوظ مىكند ، بهطورىكه همواره بتوان در سطح گسترده و وسيع از آن بهرهمند شد ، بلكه به عنوان دليل و مستند استحكام اصولى همچون برائت و يا استصحاب محسوب نمودهاند . غزالى در زمره اينگونه افراد بوده كه در كتاب خود در اين خصوص بحث نموده است « 1 » . جالب توجّه اينكه در ميان كلمات علماى اماميّه نيز همين خلط گاهى به چشم مىخورد . چنانچه در كتاب حدائق الناضرة تاليف شيخ يوسف بحرانى چنين بحثى مطرح شده است « 2 » . موضع معتدلانه مجتهدين اماميّه در مورد عقل : مجتهدين اماميّه در مورد استفاده از عقل و استناد به آن در استنباط احكام شرعيّه ، در طول
--> ( 1 ) المستصفى ج 1 ص 127 . ( 2 ) رجوع شود به الاصول العامه للفقه المقارن . ص 280 .