مصطفى محقق داماد
102
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
5 ) اجماع مستند - علماى اماميّه از آنجا كه براى اجماع فقط نقش كاشفيّت از سنّت معصوم قائلاند و آن را منبعى مستقل بشمار نمىآورند لذا در صورتى كه در مورد اجماع به دليلى لفظى برخورد كنند يعنى اجماع را و لو محتملا مستند به دلائل لفظى ببينند آن را رد نموده و حجّت نمىدانند . اينگونه اجماع در اصطلاح به اجماع مستند معروف بوده و ارزشى ندارد . دليل اين امر روشن است زيرا همان گونه كه گفته شد اتّفاق نظر علما از نظر شيعه بهخودىخود مصداق اجماع نيست ، مگر اينكه قطعا كاشف از سنّت معصوم باشد . ولى بايد در نظر داشت هرگاه نظرى مستند به دلائل لفظى باشد و مورد اتّفاق علما نيز قرار گيرد بدون اينكه كاشف از سنت معصوم باشد ، گرچه بعنوان اجماع پذيرفته نيست و علماى ازمنه ديگر الزامى به تبعيّت از آن ندارند ولى چنانچه مستند و مبانى آن نظر محكم و مستدل باشد مىتواند فى نفسه موضوع فتاوى مجتهدين ديگر واقع شود . بديهى است چنانچه علماى ديگر با مبانى استدلالى اين نظر موافق نباشند و آن را به لحاظ ضعف سند مردود دانسته و يا بگونهاى ديگر تفسير نمايند ، اين اتفاق نظر براى آنان دليليّتى نداشته و حق دارند مطابق نظر خود فتوا دهند . حجيت اجماع منقول : اگر اجماع به نحو متواتر نقل گردد ، بىترديد همانند اجماع محصل خواهد بود . زيرا تواتر خود موجب قطع و يقين است و مانند آن