مصطفى محقق داماد
98
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
است كلمه از اطلاق افتاده و ديگر تاب و قابليّت دلالت بر همه افراد و آحاد بشر را ندارد . همينجا لازم است گفته شود هروقت در جملهاى كلمه مطلق بيايد و حكمى برآن بار شود ، كليّه مصاديق خود را در بر مىگيرد و از اين حيث با عام شباهت دارد . با اين همه بين عام و مطلق تفاوت محسوسى وجود دارد كه ذيلا به بيان آن خواهيم پرداخت . الف ) تفاوت عام و مطلق : همان گونه كه قبلا گفته شد بين عام و مطلق شباهت وجود دارد . مثلا لفظ مطلق بر كليّه مصاديق و افراد خود دلالت مىكند و عام هم به همين صورت عمل مىكند . براى روشن شدن اين شباهت از هريك مثالى مىآوريم : عام - همه علماء را احترام كنيد . مطلق - عالم را احترام كنيد . در دو مثال بالا ظاهرا اختلافى وجود ندارد ولى از نظر قواعد اصول ، عام و مطلق متعلّق به دو مبحث جداگانه است و قواعد و احكام جداگانه خود را دارد . مثلا در اصل چهارم قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران نيز كه بدست نويسندگان اصولشناس تدوين يافته ، عام و مطلق و عموم و اطلاق به صورت جداگانه مورد استعمال واقع شده است « 1 » .
--> ( 1 ) اصل چهارم قانون اساسى : « كليّه قوانين و مقررات مدنى ، جزايى ، مالى ، اقتصادى ، ادارى ، فرهنگى ، نظامى و سياسى و غير اينها بايد براساس موازين -